کلنجار رفتن با بچه ها شود، غافل از اینکه این نامرتبی و آشفته بازار به اشکال مختلف منجر به اتلافوقت و انرژی آنها خواهد شد چرا که مدتی طولانی در جستوجوی وسیلهای که گم کردهاید، میگردید تا آن را پیدبا دختر بچه های شلخته چه باید کرد؟ آیا این رفتارشان درست می شود؟ لباسها هم همه نامرتب از یک جای اتاق آویزان است. مادر آتنا بارها به او تذکر داده و از او خواسته اتاقش را مرتب کند اما او گوش نمیکند که نمیکند.بهترین راه برای برخورد با این کودک شلخته چیست؟آتنا دختری ۸ ساله است که از نظر مادرش به شدت بینظم است. مادر آتنا در توصیف بینظمی او میگوید که در اتاق  آتنا انگار بمب منفجر شده، همه چیز پخش و پلاست. اسباببازیها هر کدام یک طرف است و حتی ممکن است زیرپا له شود.لباسها هم همه نامرتب از یک جای اتاق آویزان است. مادر آتنا بارها به او تذکر داده و از او خواسته اتاقش را مرتب کند اما او گوش نمیکند که نمیکند. البته مادر آتنا خودش میگوید که هروقت این< > بی نظمی را میبیند طاقت نمیآورد و شروع به مرتب کردن اتاق آتنا میکند و نمیتواند صبر کند تا او متوجه شده و اتاقش را مرتب کند. شکایت دیگر مادر آتنا از او در این باره است که آتنا رعایت بهداشت را نمیکند و معمولا خودش هم کثیف و نامرتب است.  جو فراست راهحل ارائه میدهدروزی را تصور کنید که بلافاصله پس از مرتب کردن منزل، فرزندتان همه چیز را به هم میریزد و حتی وسایلش را جمع و جور و مرتب نمیکند، به احتمال زیاد تصمیم میگیرید که دیگر خانه را مرتب نکنید تا همانطور شلوغ و نامرتب بماند. اگر به این فکر افتادهاید، باید بدانید که راه صحیحی انتخاب نکردهاید و برای حل این معضل باید چارهای بیندیشید زیرا در غیر اینصورت سالها درگیر این مشکل خواهید بود. بعضی والدین به ناچار آشفتگی و نامرتبی را تحمل میکنند چون دوست ندارند وقتشان صرف جمعآوری اسباببازی یاا کنید. درضمن شاید این بینظمی ضرر مالی هم درپی داشته باشد. >نامرتبی به کودک پیام میدهد اتاق و منزل نامرتب و در هم ریخته این پیام را به کودکان میدهد که نیازی نیست برای وسایل شخصی خود و حتی دیگران ارزشی قائل باشند و به محیط اطراف خود احترام بگذارند. آنها حتی از وسایل شخصی شما مراقبت نخواهند کرد زیرا وقتی اسباببازیها و وسایل کودک در تمام خانه پراکنده است او نمیتواند تصور کند که وسیلهای مربوط و متعلق به شماست، بنابراین برقراری نظم امری ضروری است چرا که بیشک قدرت یادگیری بچه در محیط شلوغ و نامرتب کاهش مییابد. >مشارکت دهید میتوانید از کودک در جمعآوری لوازم کمک بخواهید و از روش مشارکت استفاده کنید. به یاد داشته باشید تعریف و تمجید همیشه معجزه میکند، در ضمن لازم نیست همه وسایل جمع شوند. مسئله مهم مشارکت کودک در جمعآوری آنهاست. جمع و جور و مرتب کردن را به شکل بازی و تفریح انجام دهید. مثلا بگویید « ببینم کی زودتر میتونه همه چیز رو جمع کنه؟ » برای سهولت در جمع آوری وسایل سبدهای رنگارنگ و متفاوت تهیه کنید و هرکدام را به گروهی از وسایل اختصاص دهید. وقتی کودکان بزرگتر میشوند به این درک میرسند که در مورد مرتب بودن اتاقها و خانه قوانینی را درنظر گرفتهاید، بنابراین مکانهایی از منزل را مشخص کنید تا بچه اجازه داشته باشد محیط آن را به هم بریزد.قواعد را واضح بگوییدوقتی برنامهای مشخص و روالی معین را در زندگی روزمره خانواده جاری کنید نظم و ترتیب  و در نهایت آرامش بیشتری در خانه حکمفرا و در وقت نیز صرفهجویی میشود. در حالی که بینظمی و هرج و مرج موجب اتلاف وقت میشود. به عنوان مثال برای پیدا کردن یک لنگه جوراب مجبور میشوید تمام خانه را زیر و رو کنید. به خاطر داشته باشید وقتی در منزل نظم و روال مشخصی وجود ندارد  و هرج و مرج در آن حکمفرماست، کودکان احترام گذاشتن به اطرافیان و محیط پیرامون خود را یاد نمیگیرند و به آشفتگی و هرج و مرج دامن میزنند. >از قوانین پیروی کنید مهمتر از تعیین قوانین برای کودکان، رعایت و پیروی از آن است. اگر شما جزو والدینی هستید که بدون هیچ نظم و قاعدهای زندگی میکنید، بدون تردید نمیتوانید به فرزندتان نظم یاد دهید. همچنین اگر قاعدهای را تعیین کردید و بعد به دلیل جر و بحث یا مقاومت کودک آن را تغییر دادید یا آنکه خودتان آن را رعایت نکردید توقع نداشته باشید فرزندتان شما و قوانین را جدی بگیرد. قواعد و قوانین در حقیقت همان توقع و انتظارهای شما از کودکتان است و فراموش نکنید که فرزندتان  باید از آن اطلاع کامل داشته باشد تا بتواند توقع شما را برآورده کند. دورههای رشدی کودک است یعنی زمانی که کودک هنوز باور و منطق و چارچوبی از قواعد و قوانین را درباید به سن درک نظم رسیده باشد عدم نظم و ترتیب و شلختگی جزء لاینفک ک نکرده و مفهوم و جایگاه آن را نمیداند که عمده این عدم ادراکها تا قبل از ۵/۳ تا ۴ سالگی شدت بیشتری دارد یعنی تا زمانی که هنوز جایگاه اجتماعی پیدا نکرده و تجربه مهد کودک و مربی و قواعد گروهی و زمانبندی را تجربه نکرده است و البته پس از آن و با حضور در مهد وآمادگی و پیشدبستانی به مفهوم کلیتر و ملموستری از این قوانین دست مییابد. >شاید فقط در خانه اینطور باشد عضو گروه بودن یعنی پذیرش قواعد و قوانین گروهی که کمکم کودک برای هم شکل گروه شدن و پذیرش کامل در آن خود به آن تن میدهد و به میل یا حتی گاهی برخلاف میلش آن را میپذیرد چون عدم پذیرش و عدم رعایت این قوانین به معنی اخراج از گروه همسن و از دست دادن لذت اینگونه ارتباطات است. اما پیش میآید که کودکانی در گروه، تابع قواعد آن گروه بوده اما در خانه از قوانین خانه تبعیت نمیکنند مثل مسئولیتپذیری که عمده این معضلها به دلایل زیر است: فقدان وجود قواعد پرقدرت و چارچوبدار و ثابت در خانواده. وجود چند مرجع قدرت با چند نظر متفاوت (پدر و مادر هر یک، یکسری قواعد که گاه با یکدیگر مغایر نیز هست برای کودکشان تعیین میکنند). جمعیت زیاد خانواده. وجود مشکل یا مشکلاتی بیمارگونه در فرد یا افرادی در خانواده که باعث به هم خوردن جایگاهها و وظایف آدمها و باز زیر سؤال رفتن هر یک با نگاه دیگری میشود. این موارد را به خاطر داشته باشید در مورد کودکانی که زیر بار مسئولیت نرفته و رفتارهایی توام با< > بی نظمی و لاقیدی از خود نشان میدهند باید موارد زیر اعمال شود: کودک باید بفهمد که در خانواده قوانینی وجود دارد که همه باید از آن تبعیت کنند. قدرت و رهبری خانواده فقط در دست والدین است نه آنکه میزان قدرت کودک با والدینش یکی باشد. در ازای هر رفتار یا عملکرد مثبت یا همسو کودک با قواعد خانواده، تشویق و در ازای هر رفتار غیرمتعارف و هنجارشکن خانواده محرومیت باید اعمال شود. جدیت داشته باشیدمهمترین اصل، جدیت پس از هشدار است. والدینی که تهدید میکنند ولی عمل به تهدید ندارند پیش چشم کودک کوچک و ناتوانتر از خود او دیده میشوند. پس برای تعیین یک قانون تلاش کنید، قوانینتان را برای کودکتان بازگو کرده و برای شروع و اجرای این قوانین زمان مشخصی را تعیین کنید و پس از آن با هر بار عدم رعایت قوانین از سوی کودک در باب تفریحات و مشوقهایی که دوست دارد، اعمال محرومیت و در ازای هر بازگشت به قانون خانواده یک تشویق (تشویق باید در این موارد میزانش از تنبیه یا محرومیت اعمال شده بیشتر باشد) نثارش کنید.



مطالب مرتبط: