بیوگرافی مریم معصومی

بیوگرافی مریم معصومی

بیوگرافی مریم معصومی

زندگینامه مریم معصومی
در اسفند سال ۱۳۶۵ در اصفهان بدنیا آمد. او در خانواده ۵ نفره بدنیا آمد که دو خواهر و دوبرادر دارد و او فرزند آخر خانواده محسوب می شود. وی با سریال سه دونگ سه دونگ به مخاطبان تلویزیونی معرفی شد. سریال هایی که تاکنون مریم معصومی در آن ها بازی کرده است : سریال فاصله ها ساخته حسین سهیلی زاده در سال ۸۹ – سریال سه دونگ سه دونگ به کارگردانی شاهد احمدلو در سال ۹۰ – بازی در سریال پیدا و پنهان در سال ۹۲ – و سریال های ۳۹ هفته، ماجراهای پریشان و همه چیز آنجاست در سال ۹۳ .


 گفتگویی کوتاه با مریم معصومی

متولد اسفندماه
متولد اسفند 1365 میباشم و افتخار میکنم که متولد اسفند هستم، بهترین زن سال! (با خنده) این را همه طالع بینیها میگویند! خانم گلچین هم متولد اسفند هستند و به خاطر همین خیلی با هم خوب بودیم و همدیگر را درک میکردیم. ته تغاری ام. همیشه حرف من اول و آخر تصمیمها بوده است. دارای لیسانس علوم سیاسی، فارغالتحصیل دورههای عکاسی حرفه ای، فارغالتحصیل دورههای بازیگری و کارگردانی استاد سمندریان و فارغالتحصیل دورههای فیلمنامهنویسی هستم. در حال حاضر مشغول یادگیری دورههای تدوین میباشم؛ اعتقاد دارم که یک بازیگر باید خیلی با سواد باشد و خام جلوی دوربین نرود. دوتا خواهر دارم که هر دو متاهل هستند. دوتا هم خواهرزاده دارم. دارای یک برادر متاهل و یک برادر مجرد هستم. با برادر بزرگتر مجردم خیلی صمیمی هستیم و مشوق اصلی من در کارهایم ایشان هستند. پدرم بازنشسته و مادرم خانهدار هستند. یک برادرم فارغالتحصیل برق، یک برادرم دیپلمه، یک خواهرم فارغالتحصیل حسابداری و خواهر دیگرم فارغالتحصیل دستیاری دندانپزشکی هستند.

علاقه به بازیگری
کلا هنر را خیلی دوست داشتم. البته حوصله نقاشی نداشتم، چون یک مقدار اعصابم ضعیف است! (با خنده) موسیقی را هنوز هم خیلی دوست دارم. عاشق ساز ویلون هستم. ولی فرصت یادگیری موسیقی هیچ وقت برایم مهیا نشده است. خیلی عاشق بازیگری بودم. از دوران دبیرستان من کارگردانی و بازیگری میکردم و اکنون اولین عشق زندگیام بازیگری است.بعد از بازیگری عشق دوم من عکاسی است و برای این کار خیلی سفر میکنم.

ورود به عرصه بازیگری
سال 88 فارغالتحصیل شدم و نشستم 8 ماه شدید برای فوق لیسانس علوم سیاسی خواندم. مطمئن بودم که سراسری قبول میشوم و به همین خاطر اصلا در دانشگاه آزاد شرکت نکردم و الان پشیمان هستم! سراسری شبانه شهرستان قبول شدم. یک ترم ثبتنام کردم ولی بعد بازیگری را ترجیح دادم به اینکه دو روز بروم شهرستان و برگردم. انصراف دادم و فوق لیسانس روی هوا ماند! اولین بار در سال 88 بدون هیچ دوره و کلاسی در تله فیلم «کادوی در به در» یوسف تیموری 4، 5 سکانس بازی کردم.از زمانی که اولین کارم پخش شد دیگر خانوادهام مشکلی با کارم نداشتند. بعد از آن در کلاسهای استاد سمندریان ثبتنام کردم. در آن مدت کار نکردم و صبر کردم دورههایم تمام شود تا پخته جلوی دوربین بروم. بعد از آن دورههای عکاسیام را شروع کردم.


 مادر مریم معصومی: مخالف بودیم
خانه دار هستم. دو خواهر و یک برادر مریم ازدواج کردند و فقط مریم و برادر بزرگترش مجرد هستند و با ما زندگی میکنند. مریم از بچگی در همه زمینهها مثل نقاشی، موسیقی و... خیلی با استعداد بود. ولی هیچ وقت دوست نداشتم مریم به سمت هنر و بازیگری برود. مریم میخواست بازیگری – کارگردانی بخواند ولی من به شدت مخالف بودم و میگفتم یا باید دکتر بشوی یا مهندس که باعث رنجش مریم میشد. وقتی که وارد دبیرستان شد رفتم رشته ریاضی ثبت نامش کردم ولی وقتی که فهمید من رشته ریاضی ثبتنامش کردم خیلی ناراحت شد و گفت من ریاضی دوست ندارم و میخواهم علوم انسانی بخوانم.با توجه به اینکه مرغ مریم خانم یه پا داره! رشتهاش را عوض کرد. من و پدرش موافقت کردیم که رشته انسانی بخواند به این شرط که هر رشتهای میخواند دکترایش را بگیرد. همیشه معلمهایش دوستش داشتند و میگفتند که خیلی با استعداد، متواضع و با گذشت و خونگرم است. همیشه نمرههایش خوب بود و حتی معدل پیش دانشگاهیاش 60/19 شد! در دانشگاه هم نمراتش بالا بود و خیلی زود درسهایش را پاس کرد و درسش تمام شد. بعد از لیسانس هم وارد بازیگری شد. من و پدرش اول مخالف بودیم. چون همیشه یک هالهای دور سینما وجود دارد و به آدم استرس میدهد. اولین باری که مریم رفت جلوی دوربین ما اصلا اطلاع نداشتیم و خانم یک روز آمد و گفت رفتم فیلم بازی کردم! اولین باری که تصویرش را در تلویزیون دیدیم از آن سختیها دست برداشتیم و دیدیم که تواناییاش را دارد. من همیشه سعی کردم دخترم را طوری تربیت کنم که یک خانم کامل باشد برای جامعهای که در آن زندگی میکنم و فکر میکنم تلاشم جواب داده است، چون اطرافیان این را به من میگویند.

تلویزیون بهتر است
کار در تلویزیون، سینما و تئاتر را دوست دارم، ولی اول تلویزیون و بعد به سینما و تئاتر علاقهمندم. به نظرم تلویزیون شروع خوبی است.

الگوهای ایرانی
الگویهای بازیگری خارجی را انتخاب نمیکنم، چون اعتقاد دارم در کشور خودمان اساتید بزرگی چون آقای انتظامی، آقای نصیریان، آقای پرستویی و... داریم که نیازی نیست از بازیگران خارجی الگوبرداری کنیم. ضمن اینکه شرایط بازی در کشور ما با کشورهای دیگر تفاوت دارد. بازی امین حیایی و باران کوثری را خیلی دوست دارم. آرزو دارم که با کارگردانهای صاحبنام کار کنم.

فیلم با تخمه آفتابگردان!
خیلی فیلم میبینم و اهل سینما و تئاتر رفتن هستم و موقع فیلمبرداری هم اگر وقت کوچکی پیدا میکردم سریع میرفتم سینما. یکی از تفریحات مهم من فیلم دیدن به همراه یک کاسه بزرگ از تخمه آفتابگردان است! وبعد هم تجزیه و تحلیل آن فیلم.

اهل کار خونه نیستم
اصلا اهل آشپزی و کار خونه نیستم. در خانه دست به سیاه و سفید نمیزنم! خیلی کم پیش آمده که ظرف بشورم، مگر اینکه مجبور شوم! اما امان از روزی که آشپزی کنم! با این که تجربه ندارم اما دست پختم عالیه!

زندگی من در چهار کلمه!
به شدت ورزش میکنم. ورزش اصلی من شنا و بدن سازی است. زندگی من در چهار کلمه خلاصه میشود: بازیگری، ورزش، عکاسی و خواب!



مطالب مرتبط: