درمان افسردگی پس از زایمان

بعد از زایمان اغلب مادران دچار افسردگی می شوند.راهکارهای NICE یک رویکرد مراقبتی گامبهگام را برای درمان افسردگی پس از زایمان پیشنهاد میکنند سیاستهای خودیاری، مشاوره غیرمستقیم، رفتاردرمانیشناختی مختصر و رواندرمانی بین فردی همگی برای افسردگی خفیف تا شدید توصیه میشوند. داروهای ضدافسردگی تنها در صورتی توصیه میشوند که بیمار از درمان روانشناختی سر باز زند، این درمانها موثر نباشند یا مادر دارای سابقه افسردگی شدید باشد. حتی در مورد افسردگی شدید نیز درمان روانشناختی (رفتاردرمانیشناختی یا رواندرمانی بین فردی) به عنوان درمان خط اول توصیه میشوند داروهای ضدافسردگی تنها هنگامی تجویز میشوند که بیمار خواهان آن باشد یا پاسخ به درمان روانشناختی نسبی باشد. با این همه، در دسترس بودن درمانهای روانشناختی یک عامل مهم برای تصمیمگیری درباره نوع درمان است و زمان انتظار ممکن است طولانی باشد. درمان سریع و قاطعانه زنان مبتلا به بیماری شدید حتی در صورت نیاز به مصرف دارو، حیاتی است. شواهد درمان غیردارویی یک فرابررسی جدید از کاکرین روی 10 کارآزمایی مداخله روانشناختی و روانی- اجتماعی چنین نتیجهگیری میکند که حمایت دقیق و مشاوره غیرجهتدار، رفتاردرمانیشناختی، رواندرمانی سایکودینامیک و درمان بین فردی در افسردگی پس از زایمان موثرند. شواهد درمان دارویی تا حدی به دلیل مشکلات اخلاقی و عملی اجرای کارآزماییهای دارویی در دوره حوالی زایمان، شواهد مبتنی بر درمان دارویی محدود است. یک کارآزمایی 87 زن مبتلا به افسردگی پس از زایمان را به 4 گروه تقسیم کرد تجویز فلوکستین یا دارونما و 1 یا 6 جلسه مشاوره رفتاری-شناختی. تمام گروهها به طور معنیدار بهبود یافتند و بهبود در گروه تحت درمان با فلوکستین به طور آشکاری با موفقیت بیشتری نسبت به گروه دارونما همراه بود. بااین همه در این کارآزمایی میزان امتناع بالا بود زیرا بسیاری از زنان حاضر به مصرف دارو نبودند. هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد داروهای موثر در افسردگیهای غیرزایمانی در درمان افسردگی پس از زایمان موثر نیستند. داروهای ضد افسردگی و شیردهی در زنان شیرده، تعادل سود ـ زیان داروهای ضدافسردگی متغیر است به ویژه اینکه تمایل نسبی به سوی درمانهای روانشناختی وجود دارد. درمان به انتخاب بیمار، پاسخ قبلی به درمان، در دسترس بودن درمانهای روانشناختی و شدت بیماری و خطرات مطرح بستگی خواهد داشت. برخی داروهای ضدافسردگی ایمنتر از بقیه داروها در دوران شیردهی در نظر گرفته میشوند، ولی در مجموع پیامدهای طولانی مدت برای شیرخواران که در معرض دارو قرار میگیرند نامعلوم است. باوجود اینکه ضدافسردگیهای سه حلقهای به مدت طولانیتری تجویز شدهاند، دادههای جدیدتر ایمنی تولیدمثل که شامل هزاران مورد تماس با داروست، به نفع مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین هستند. ضدافسردگیهای سهحلقهای به دلیل نگرانی از نظر مسمومیت، کمتر از مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین برای درمان افسردگی پس از زایمان تجویز میشوند. در یک بررسی تجمعی از 57 کارآزمایی که غلظت داروهای ضدافسردگی را در سرم شیرخواران طی دوران شیردهی اندازهگیری میکردند، فلوکستین و سیتالوپرام بیشترین غلظتها را داشتند و نورتریپتیلین، سرترالین و پاروکستین غیرقابل ردیابی بودند. به دلیل کمبود دادهها، داروهای جدید ضدافسردگی نظیر میرتازاپین و ونلافاکسین برای مادران شیرده توصیه نمیشوند. عوارض جانبی ممکن است در نوزادان بسیار کم سن، نارس یا دچار بیماری سیستمیک بیشتر باشند. مانند دیگر داروهای مصرفی در دوره شیردهی، شیرخوار باید به طور مرتب از نظر خوابآلودگی، برقراری، و تغییرات خواب، غذا خوردن و رشد مورد پایش قرار گیرد. دادههای جدید به طور مرتب اضافه میشوند و توصیههای روزآمد شده از بخشهای تخصصی ممکن است در موارد خاص کمک کننده باشد. نکاتی برای غیرمتخصصان زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان ممکن است فقط با غیرمتخصصان تماس بگیرند، از اینرو تمام کارکنان پزشکی که زنان باردار و زائو را میبینند باید قادر به غربالگری این بیماری باشند. پرسشهای whooley را میتوان به عنوان یک وسیله غربالگری آسان و مختصر به کار گرفت، هرچند که ارزش آن در این جمعیت برآورد نشده است. معیار افسردگی پس از زایمان ادینبورو و معیارهای افسردگی و اضطراب بیمارستان نیز بدون نیاز به آموزش تخصصی قابل استفادهاند و تکمیل آنها تنها پنج دقیقه زمان میبرد. برنامه درمانی را میتوان به طور موثر به وسیله مراقبتهای اولیه اجرا کرد. ارجاع به متخصصان سرویسهای روانپزشکی در مورد بیماریهای شدید یا پرخطر توصیه میشود.
مطالب مرتبط: