شروع ماه محرم الحرام
هر ساله با پایان ماه قمری سال جدیدی آغاز میشود که شروعش با ماه غم و اندوه محرم است.
محرمی دیگر از راه می رسد و بهار اشک دیگری بر عاشقان ولایت، که در آن غبار از جان های خسته خویش زدایند و وجودشان را به عطر حسینی معطر کنند.
محرمی که با نام حسین پیوند خورده و با آمدنش فکرها و دل ها متوجه روزی می شود که بزرگ ترین روزهای مصیبت است ... 
 -----------------------------------------

 در این مطلب اشاره ای کوتاه به ورود امام حسین به میعادگاه عاشقان، کربلا‏ داریم:
ورود امام حسین به کربلا‏
امام حسین در روز پـنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 وارد کربلا شد که پس ‍از شنیدن نام کربلا حسین عـلیه ‏السلام دانست که به مـیعادگاه عاشقان رسیده است دستور داد تا اهل بیت فـرود آیند و خیمه ها را برافرازند و ‏فرمود: این زمینى است که در آن کشته مى شوم و در آن مـدفـون مـى گـردم و اضافه فرمود: همراه پدرم ‏امیرالمؤمنین از اینجا عبور کردیم ، در این نقـطه مـتـوقـف شد و از نام این زمـین پـرسید و پس از شنیدن پاسخ ‏فـرمـود« اینجاست مـحل فـرود آمـدن کاروان آنها و اینجا است محل ریختن خون آنان» 
حضار عرض کردند یا امیرالمؤمنین این فرمایش شما درباره چه کسانى است ؟
امـام فـرمـود: جماعتى از خاندان محمد صلى الله علیه و آله و سلم در این زمین به شهادت مى رسند.‏
‏« آرى این سرزمـین مـحل محنت و بلا است ، اینجا میعادگاه عاشقان حق است اینجا وعده گاه مـلاقـات دوست ‏است ، در اینجا عـاشقـان بیقـرار و شوریده حال به وصال مـحبوب مـى رسند، اینجا لب تـشنگـان مـجروح و ‏داغـدار از جام وصال دوست سیراب مى گردند اینجا وعده گاه عشاق راه حق و حرّیت و آزادى و عدالت است .» ‏‏1

دعا و شکوه حسین علیه السلام
پـس از آنکه خـیمـه برافـراشتـه شد حسین عـلیه السلام اهل بیت و افـراد خـانواده و یارانش را جمع کرد و تصور ‏قطعه قطعه شدنشان را از ذهن گـذرانید، اشک چشمان مبارکش را فرا گرفت و دست به دعا برداشت و با خداى ‏خود به راز و نیاز پرداخت و از گرفتاریها شکوه کرد و فرمود:
‏« بار خدایا مائیم عترت پیامبرت محمد که ما را از خانه و کاشانه مان بیرون کردند و از حرم جدمان رانده شدیم ، ‏بنى امیه بر ما ستم کردند، خدایا تو خود حق ما را بستان و ما را بر مردم ستمکار پیروز گردان .»
و نیز براى اینکه یاران ابى عبدالله موقعیت خود را بدانند و در تعیین سرنوشت خود تصمیم بگیرند.
به یاران و انصارش خطاب کرد و فرمود: ‏
‏« مردم بنده و برده دنیایند و دین لقلقه زبان آنها است از هر سو که زندگیشان تامین شود به همـان سو مـى ‏چـرخـند هرگـاه به گـرفـتـاریها مـبتـلا شوند دینداران تقلیل خواهند یافت .»2


اولین سخنرانى امام در کربلا
پـس از آنکه حسین علیه السلام و یارانش در کربلا مستقر شدند اولین سخنرانى خود را به این ترتیب ایراد کرد:
‏«پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: بطوریکه مى بینید کار ما به اینجا رسیده و دنیا تـغـییر یافـتـه بدیهایش به ما ‏روى آورده و نیکى هایش به ما پشت کرده و از حیات و زندگـى مـا باقـى نمانده است مگر جرعه کمى همانند ‏رطوبتى که در ته کاسه بعد از تـخـلیه مـى مـاند و زندگـى پـستـى مـانند چـراگـاه خـشک آیا نمـى بینید که به ‏حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگیرى بعمل نمى آید، در چنین حالتى مؤمن حقا باید مشتاق لقاى پروردگار ‏باشد (یعنى مرگ را آرزو مى کند.)
پـس بدرستى که من مرگ را جز سعادت و رستگارى نمى دانم و زندگى با ستمکاران را جز محنت و رنج و ‏ملالت و ذلت نمى یابم . »3
نکتـه : هدف امام حسین علیه السلام از این سخنرانى این بود که یاران را به مسئولیتى که بر عهده دارند توجه ‏دهد تا در انجام آن بکوشند.
پاسخ دلنشین یاران حسین
یاران حسین حقـا هدف امـام را درک کردند و هر یک پـاسخ مـثـبت دادند قـبل از همـه زهیر بن قـین برخـاست و ‏گـفـت : خـدا تـرا هدایت کند اى فـرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سخنانت را شنیدیم ، اگر دنیا ‏براى ما الى الابد باقى بود و ما در آن زندگى جاودانه و همیشگى داشتیم جنگ و کشته شدن در رکاب تو را بر ‏زندگى همیشگى در این جهان ترجیح مى دادیم.
سپـس نافـع بن هلال بجلى برخـاست و عـرض کرد: یابن رسول الله (شمـا از رو گـرداندن مـردم ناراحت نباشید) ‏که جدتـان رسول خدا نتوانست محبتش را در دل همه مردم جاى دهد که گروهى منافق به او وعده نصرت مى ‏دادند ولى در باطن با او مکر و حیله کردند، در برخورد با پیامبر بسیار گرم و جذاب بودند ولى در خفاء سخت ترین ‏دشمنى را انجام مى دادند تا آنکه خدا او را به جوار رحمت خویش خواند، و نیز پدر شما در یک چنین موقعیتى ‏قرار داشت یک گروه و جمعیت تصمیم بر یاریش گـرفـتند و در کنار او با دشمنانش جنگیدند و سه گروه دیگر با او ‏جنگیدند تا اجلش ‍فرا رسید .

امروز شما هم در چنین موقعیتى قرار دارید، هر که عهدشکنى کند و بیعت خود را ‏نقض نماید جز به خودش لطمه نمى زند و خداوند از بندگانش بى نیاز است ما در اطاعـت شمائیم ما را به هر ‏سو مى خواهى اعزام فرما به شرق یا به غرب ، بخدا قسم از مـقـدرات الهى ناراضى نیستیم و از لقاء پروردگار ‏هم خوشحالیم نیت و عقیده ما آن است که دوست بداریم هر که را که شما دوست دارید و دشمن بداریم هر ‏که را که شما دشمن دارید.
بیشتـر یاران حسین عـلیه السلام همانند نافع سخن گفتند و امام علیه السلام از آنان تقدیر و تشکر کرد.4‏

--------------------------------
پی نوشت ها:‏
1- الحسین فـى طریقه ص 143 کامل ج 3 / ص 379 - اعیان الشیعه ج 1 / ص 598....2- حیاة الحسین ج 3/ص 97 - بلاغة الحسین ص 35.....3- بلاغة الحسین ص 34 - اعیان الشیعه ج 1/ص 598 - ابصارالعین ص 7 - حیاة الحسین ج 3/ص 98.....4- حیاة الحسین ج 3/ص 98 - اعیان الشیعه ج 3/ص 598 - بلاغة الحسین ص 34 - ابصارالعین ص 7 و عقدالفرید ‏ج 4/ص 380.
منبع:
کتاب آنچه در کربلا گذشت 
مطالب مرتبط: