در ادیان یهود، مسیحیت و اسلام از روح القُدُس یاد شدهاست.


فرشته بزرگ روح القدس چگونه فرشتهای است و فرق آن با فرشتگان چیست؟
ابتدا کلام محققین را درباره روحالقدس میآوریم و سپس نظر صحیح و نهایی را بیان میکنیم.
مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه 87 سوره بقره «وایدناه بروح القدس» مینویسد: مراد از روح القدس جبرئیل ـ علیهالسّلام ـ است (که نظر قتاده و سدی و ضحاک و ربیع نیز همین است) و ابن زید میگوید مراد از روح القدس، انجیل است، همان طور که قرآن را روح نامیدهاند، «کذلک اوحینا الیک روحاً من امرنا» و ضحاک از ابنعباس نقل میکند که «روح» اسمی است که عیسی ـ علیهالسّلام ـ بوسیله آن مردهها را زنده میکرد.

در ادامه مرحوم طبرسی میگوید، قویترین نظرها، گفته کسی است که گوید: مراد جبرئیل ـ علیهالسّلام ـ است. می گوید: اگر سؤال شود چرا از بین انبیاء فقط عیسی ـ علیهالسّلام ـ را از بین انبیاء ذکر نمود، در حالیکه همه انبیاء مورد تائید جبرائیل ـ علیهالسّلام ـ بودهاند؟ در جواب باید گفت: چون حضرت عیسی ـ علیهالسّلام ـ از ابتدای زندگی تا آخر، جبرائیل او را همراهی میکرد و هنگامی که یهود میخواست او را به شهادت برسانند، عیسی ـ علیهالسّلام ـ را به آسمان، بالا برد.[1]
فخر رازی در تفسیرکبیر چنین میگوید:
اختلفوا فیالروح علی وجوه، احدها: انه جبرئیل ـ علیهالسّلام ـ( در این که مراد از روح چیست؟ نظرات مختلف است. نظر اول این است که: مراد جبرائیل است» و علت اینکه جبرائیل را روح نامیدهاند چند وجه دارد؛

1. مراد از روح القدس یعنی روحی که مقدس است... و بخاطر بلند مرتبهای آن در نزد خدا؛

2. چون بوسیلة جبرائیل دین زنده میشود، همان طور که بدن بوسیله روح زنده میشود؛ زیرا جبرائیل مأمور آوردن وحی به سوی انبیاء است و پیامبران بوسیله آن دین را زنده میکنند؛

3. چون روحانیت در این فرشته غلبه دارد... نظر دوم: مراد انجیل است همانگونه که درباره قرآن آمده: روحاً من امرنا (شوری:52) و وجه نامگذاری به این نام به خاطر این است که چون دین بوسیله آن زنده میشود و مصالح دنیا بخاطر انجیل منظم و ردیف میشود. نظر سوّم: اسمی که عیسی ـ علیهالسّلام ـ بوسیله آن مردهها را زنده میکرد... چون جبرائیل از هوای نورانی، لطیف خلق شده، بیشتر به روح شباهت دارد، از این رو اطلاق اسم روح بر جبرائیل اولویت دارد...[2]
نظر علامه مجلسی رحمه الله از بحار الانوار:
روح القدس، اسم دیگر جبرائیل ـ علیهالسّلام ـ است و با اذن خدای تبارک و تعالی انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ را به وسیله ی علم تربیت و تائید میکرد و الروح، اسم ملکی دیگر است که روز قیامت خدا میفرماید: یوم یقوم الروح...[3] آیت الله مصباح در معارف قرآن چنین گوید:
نحل 102 «قل نزله روح القدس». ظاهراً روح القدس در تطبیق با آیهای دیگر، حضرت جبرائیل ـ علیهالسّلام ـ است (بقره97): «من کان عدوا الجبرئیل فانه نزله علی قلبک»[4].
,روح القدس کیست,روح القدس چیست

روح القدس یعنی روحی که مقدس است و بخاطر بلند مرتبهای آن در نزد خدا
  
آیت الله مکارم، در تفسیر نمونه ذیل آیه، 87 بقره چنین گوید:
مفسران بزرگ دربارة روح القدس تفسیرهای گوناگونی دارند.
1. برخی گفتهاند منظور جبرئیل است، شاهد این سخن آیه 102، نحل است: «قل نزّله روح القدس من ربک بالحق...» اما چرا جبرئیل را روح القدس میگویند؟ به خاطر این است که از طرفی جنبه روحانیت در فرشتگان مسأله روشنی است و اطلاق «روح» بر آن ها کاملاً صحیح است، و اضافه کردن آن به «القدس» اشاره به پاکی و قداست فوق العاده این فرشته است.
2. بعضی دیگر معتقدند «روح القدس» همان نیروی غیبی است که عیسی ـ علیهالسّلام ـ را تائید میکرد...
3. بعضی از مفسران نیز روح القدس را به معنی«انجیل» تفسیر کردهاند. ولی دو تفسیر اول نزدیکتر به نظر میرسد.[5]

جمع بندی و نتیجه گیری:
بر اساس سخنان دانشمندان و استدلال های آنها به قرآن و روایات روح القدس، فرشته بزرگ خدا همان جبرئیل ـ علیهالسّلام ـ است و کار تائید و کمک کردن به انبیاء و ائمه ـ علیهم السّلام ـ و نازل کردن وحی الهی بر پیامبران را انجام میدهد، البته چون خودش فرشته بزرگ الهی است، ممکن است، در برخی از کارها از فرشتههای تحت فرمان خود هم استفاده کند و باز صحیح است که گفته شود روح القدس (جبرئیل) آن کار را انجام داده است.
========================
پی نوشت ها:
[1] . طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، چاپ دوم، ج1، ص 199، ذیل آیه 78 بقره.
[2] . کلام فخررازی، تفسیر کبیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1417ه‍ ، ج 1، ص 596، چاپ رحلی.
[3] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 17، ص 106 ، ذیل ح 16 باب 16 و ج 25، ص 40، باب 2، ذیل ح 11، و ج 61، ص 63، باب 42، ذیل حدیث 50.
[4] . مصباح، محمد تقی، معارف قرآن، قم، انتشارات مدرسه امام خمینی، ج3، ص285.
[5] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1371، ج 11، ص 329.