ورزش کودکان

" حال که ورزش، بازى و تحرّک براى کودکان لازم و ضرورى است، وظیفه والدین و مربیان این است که سعى کنند کودکان را به سوى ورزش ها و بازى هایى هدایت کنند که فکر، روح، جسم و شخصیت آن ها را ساخته و آن ها را براى زندگى اجتماعى سالم و مفید آماده سازد. دکتر رجبعلى مظلومى در کتاب گامى در مسیر تربیت اسلامى مى نویسد: "ورزش هایى که به کودکان داده مى شود، باید چنان باشند که به تربیت قواى فکرى و نظم روحى آن ها منتهى گردد؛ بدین معنان که تکوین اخلاق کنند، ایجاد منش نمایند، عادت هاى مطلوب را (نظیر نظم و انضباط و اطاعت از قانون و جوان مردى و همکاری) مایه گذارند و یا حس ابتکار را بیدار کنند و بپرورند. این ها همه را ضمن بازى ها بهتر از هر گونه درس مى توان یاد داد، زیرا اثر این چنین آموزش ضمن بازى ها، تا پایان عمر، باقى مى ماند." از ورزش ها و بازى هاى کودکان، استفاده هاى دیگرى نیز مى توان نمود مربیان دلسوز و زیرک، با توجه به نوع بازى ها و ورزش هاى مورد علاقه کودکان، مى توانند شخصیت واقعى و حقیقى و نیز استعدادهاى نهفته کودکان و حساسیت هاى روحى آنان را کشف نموده و در برنامه ریزى هاى تربیتى، مورد توجه و استفاده قرار دهند. دکتر مظلومى در این مورد مى نویسد: "بازى هاى مورد علاقه کودک نیز مى توانند تا حد زیادى معرّف جهت عاطفى و نظرى او باشند و قابل توجه براى کار مربى قرار گیرند. آرى بازى، واقعاً بازى نیست، درس زندگى کودک است، و نمایشى از سیر درونى و نفسانى او؛ پس باید که آن را نیکو ساخت و نیکو نظارت کرد." آیة الله ابراهیم امینى نیز در کتاب بانوى نمونه اسلام چنین مى نگارد: "دانشمندان فن تربیت توصیه مى کنند که باید اطفال را آزادى داد تا بر طبق دل خواه بازى کنند، بلکه باید وسایل و اسباب بازى و تفریح سالم را براى آنان فراهم ساخت. اخیراً در جهان متمدن، این موضوع مورد توجه واقع شده و در کودکستان ها و دبستان ها و دبیرستان ها انواع وسایل بازى و تفریج سالم را مطابق سن کودکان و نوجوانان برایشان فراهم مى سازند، و آنان را به بازى هاى دسته جمعى تشویق مى کنند و به اثبات مى رسانند که بازى چنان که براى رشد بدنى اطفال لازم است، براى تربیت روحى آنان نیز تاثیر به سزایى دارد. بعضى مردم از کودکان انتظار دارند که مانند بزرگ سالان زندگى کنند و بر خودشان لازم مى دانند که اطفال را از بازى و حرکات بچه گانه باز دارند؛ و این عمل را تربیت مى شمارند. اگر کودک بازیگر بود، مى گویند: کودک بى ادبى است، ولى اگر خمود و سر به زیر بود و از بازى کناره گیرى کرد و در گوشه اى نشست، مى گویند: آفرین، چه کودک با ادبى است! اما دانشمندان روان شناس این عقیده را خطا و غلط مى دانند و عقیده دارند که بچه باید بازى کند؛ اگر بازى نمى کند، علامت کسالت جسمانى و ضعف روحى اوست. البته پدر و مادر باید این جهت را مراعات کنند که بازى کردن کودک به حال خودش زیان بخش نباشد و اسباب مزاحمت دیگران را نیز فراهم نسازد. پدر و مادر نه تنها باید کودک را در بازى کردن آزاد بگذارند، بلکه خودشان نیز باید در مواقع بى کارى با آنان بازى کنند، زیرا بازى کردن با پدر و مادر براى اطفال، بسى لذت بخش است و آن را از علایم محبت مى شمارند." از طریق ورزش مى توان کودک را تربیت نمود و بسیارى از یاد گرفتنى ها را به او آموخت. در کتاب کودک و ورزش چنین آمده: "قدرت آموختن در تمام کودکان وجود دارد. کودک مى تواند از دیگران و با دیگران، بر اثر نگاه کردن، مقایسه کردن و تقلید کردن بیاموزد. مقایسه قدرت کودک با دیگران، نشانه اعتماد به قدرت خود مى باشد و رقابت نیز مى تواند در آموزش موثر باشد. هم سالان کودک در آموزش تربیت و آموختن کودک موثرند. بزرگان نیز مى توانند سرمشق آموزش براى خردسالان باشند...

(جهت آموزش نظم و تربیت در ضمن بازی) مى توانند به کودکان بیاموزند که:

1- به نوبت از اسباب بازى استفاده نمایند.

2- ممانعت براى کودکان دیگر فراهم نکنند.

 3- پس از استفاده از اسباب بازى، آن را به کودکان دیگر واگذار نمایند.

 4- اسباب بازى را خراب نکنند. کودک مى تواند قواعد اجتماعى و زندگى را فقط در جمع کودکان بیاموزد، براى این منظور سعى کنید که فرزند شما با دیگران آمیزش و رفت و آمد داشته باشد و تمرینات مثبت و منفى را بیاموزد.

هدف از تربیت کودکان استقلال آن هاست. تنها دانشمندان و اندیشمندان معاصر نیستند که ورزش، بازى و تحرک را براى کودکان لازم مى دانند، بلکه بسیارى از فلاسفه و صاحب نظران گذشته نیز این ضرورت را دریافته و بدان پرداخته اند؛ به عنوان نمونه، غزّالى مى گوید: "و هر روز یک ساعت وى را از بازى باز ندارند تا فرهیخته شود [یعنى تربیت گردد و ادب آموزد] و تنگ دلى نشود که از آن بدخوى گردد و کوردل." ارسطو نیز ورزش و بازى را براى کودکان لازم مى دانسته، ولى آن ها را از پرداختن به ورزش هاى سنگین منع نموده و معتقد بوده: "کودکان باید به طور معتدل ورزش نمایند و نه تا آن حد که مهارت حرفه اى به دست آورند. جوانانى که براى شرکت در مسابقه اى المپیک ورزش مى کنند، تندرستى شان آسیب مى بیند، و این نکته آشکار است که کسانى که در خردسالى قهرمان مى شوند، در سال خوردگى به ندرت باز به چنین مقامى مى رسند." اسلام نیز که دین فطرت بوده و با واقعیات، واقع گرایانه برخورد مى کند، نه تنها بازى کودکان را تخطئه نکرده، بلکه آن را لازم مى داند. در سوره یوسف مى خوانیم: وقتى برادران یوسف مى خواهند او را از پدر دور سازند، به اندیشه فرو مى روند که چه موضوعى را براى این امر، بهانه قرار دهند تا پدرشان، حضرت یعقوب، که پیامبر خدا بوده و داراى بینش وسیع الهى است، بر آنان خرده نگرفته و از در مخالفت در نیاید، مساله لزوم بازى و تحرک در فضاى باز و سرسبز را مطرح مى کنند، زیرا مى دانند بازى، ورزش و تحرک براى کودک، یک ضرورت فطرى است و هیچ گاه پیامبر خدا با یک خواسته فطرى مخالفت نمى کند؛ از این رو مى گویند: "ارسله معنا غدا یرتع ویلعب؛ [اى پدر] فردا او را با مابه صحرا فرست تا در چمن و مراتع بگردد و بازى کند." و از آنجا که باید، بازى و ورزش کودک، تحت مرا قبت و کنترل بزرگترها باشد، اضافه مى کنند: "و انا له لحافظون" والبته ما مراقب او خواهیم بود." حضرت یعقوب علیه السلا م نیز، از این جهت به آنان ایرادى نگرفته و موافقت مى کند یوسف با آنان به صحرا برود. رهبران دینى ما نیز به انحاى مختلف، ضرورت بازى و تحرک براى کودکان را مورد اشاره قرار داده اند. حضرت على علیه السلام فرمودند: "من کان له ولد صبا؛ هر کس کودکى دارد، خود نیز باید کودک شود." پیامبر اکرم صلى الله على و اله نیز در این مورد فرمودند: "من کان عنده صبیّ فلیتصابّ له؛ هر کس کودکى دارد، خود نیز باید تظاهر به کودکى نماید." همان گونه که ملاحظه مى شود، رهبران دینى ما، نه تنها کودکان را به واسطه کارها و بازى هاى کودکانه سرزنش نمى کنند، بلکه به والدین آن ها نیز توصیه مى نمایند که خود نیز کودک شده و با کودکانشان به بازى هاى کودکانه بپردازند. خود آن حضرات نیز چنین مى کرده اند. در سیره پیامبر بزرگ اسلام مى خوانیم: آن بزرگوار با نوه هاى خردسال خود بازى مى کرده و حتى مرکب آنان مى شده و آنان را به دوش مى گرفته است. اسلم مى گوید: من حسن و حسین علیه السلام را دیدم که بر شانه هاى پیامبر سوار شده اند. به آن دو رو کرده گفتم: چه مرکب راهوارى دارید! در این لحظه، پیامبر صلى الله علیه واله مرا مخاطب ساخته فرمود: "و چه سواران نیکویی!" همچنین در سیره آن حضرت مى خوانیم: گاه اتفاق مى افتاد آن حضرت در حال نماز بود و همین که سر بر سجده مى گذاشت، دو نوه بزرگوار، ولى سنّ و سال او، حسن و حسین علیه السلام، بر پشت او سوار مى شدند و به بازى و شوخى مى پرداختند. آن حضرت نه تنها آن ها را منع نمى فرمود، بلکه آن قدر سجده را طولانى مى کرد تا خودشان به میل خود پایین بیایند. جالب تر این که، گاه خود آن حضرت دو نوه خردسال را به کشتى گرفتن وا داشته و سپس به تشویق آنان مى پرداخت.

مطالب مرتبط: