پیش دبستانی

 مربی پیش دبستانی باید ویژگیهای خاصی داشته باشد ( این مرحله مهمتر از سایر مقاطع است ) . این ویژگیها عبارتند از  :
به راحتی رابطه برقرار کند، تا حدودی به روانشناسی کودک آشنا باشد، به وسایلی که در اختیار کودک قرار می دهد، شناخت داشته باشد، به کودک کمک کند، به کار عشق و علاقه داشته باشد، از الفاظ ساده استفاده کند، از لحاظ تیپ ظاهری خوب باشد، ظاهری آراسته و در عین حال ساده داشته باشد، بتواند جایگزینی برای مادر باشد، بچه را در آغوش بگیرد و به وی محبت بورزد. فضای آموزش، بسیار مهم است و باید شاد باشد و تجهیزات و وسایل مختلف در اختیار بچه باشد. ما باید از طریق فراهم آوردن وسایل متنوع، یک محیط یادگیری غنی برای کودکان ایجاد کنیم تا بچه ها آزادانه، با این وسایل بازی کنند و به رشد کافی دست یابند. به طور کلی سنین سه تا شش سالگی، مرحله شکل گیری شخصیت، تربیت حواس و تخیل کودک است. اساس ساختار شخصیتی و رفتاری انسان، در دوران کودکی پایه ریزی می شود و به این ترتیب ، آموزش قادر است، در سرنوشت بعدی کودک تأثیر مثبت و سازنده ای بگذارد. از آنجا که برای یادگیری محدودیت زمانی وجود دارد و احتمال وقوع این محدودیت در دوران کودکی بیشتر است، از این رو پاسخ به سوالاتی مانند اینکه کودکان چه چیز را، چگونه و به چه وسیله باید آموزش ببینند ، از اهمیت بسزایی برخوردار است. دوره پیش دبستانی، برای تربیت کودکانی که در سن پنج سال تمام هستند، در نظر گرفته شده و کودک را برای دوره مدرسه و مهارتهای مورد نیاز آن آماده می کند. کودک به تدریج از محیط خانه جدا شده، با کودکان دیگر انس می گیرد و با کار در مدرسه آشنا می شود. روش آموزش پیش دبستانی، روش بازی است، یعنی بر اساس بازی و فعالیت، کودک را با مفاهیم و مهارت های جسمی و گفتاری مورد نیاز برای دوره ابتدایی آشنا می کند و زمینه ارتقاء رشد ذهنی، جسمی، اجتماعی او را فراهم می سازد. طبق یافته های پژوهشی، کودکانی که دوره پیش دبستانی را گذرانده اند، نسبت به آنهایی که در این دوره شرکت نکرده و به صورت مستقیم وارد دبستان شده اند، موفق ترند. در ضمن، هزینه ها و خدمات بعدی مورد نیاز برای گروه آموزش ندیده، از نظر افت تحصیلی و کلاس های تقویتی، حدود هفت برابر گروه آموزش دیده است.  

  برنامه ها و تجهیزات مراکز پیش دبستانی
آموزشهای پیش دبستانی ، کودک محورند ، نه موضوع محور و برنامه ها بر اساس کودک محوری طراحی و تهیه می شوند . منظور از کودک محوری، این است که علایق ، نیازها و توانایی های کودک اساس برنامه ریزی قرار گیرد . در دوره پیش دبستانی ، موضوعات درسی مهم نیست ، بلکه رشد کودک اهمیت بسیاری دارد و آموزش های آن رشد محور هستند . در دوره پیش دبستانی و دبستان ، به کودک به عنوان موجود در حال تکوین و تحول می نگرد . در دوره پیش دبستانی ، کودک قادر به درک مفهوم قاعده و مقررات نیست و در برنامه ها ، اخلاق مبتنی بر ایجاد عادات نیکو ، پرورش داده می شود، اما تربیت اخلاقی در دوره دبستان ، مبتنی بر مقررات و قاعده است و این امر، تعلیم و تربیت تکوینی نام دارد ، یعنی با توجه به مراحل رشد کودک ، برنامه ریزی می کنند . برنامه های این دوره ، کودک محور و رشد محورند ، این برنامه ها بر خلاف برنامه های آموزش دبستانی، رسمی نیستند ، بلکه بسیار انعطاف پذیرند، در این دوره کلاس درس ( به آن صورت که مدنظر ماست ) وجود ندارد، امتحان محور هم نیستند، هر چند ارزشیابی تکوینی صورت می گیرد. این برنامه ها، فرایند محور هستند و بیشتر به فرایند یادگیری توجه می کنند. محیط پیش دبستانی، از یک انضباط خشک و رسمی برخوردار نیستند، زیرا موجب بدبینی کودک به کلاس درس می شود. مسأله بسیار مهم در برنامه آموزش پیش دبستانی، این است که این برنامه، پیش زمینه آموزش دبستانی می باشد. در برنامه های پیش دبستانی، خواندن، نوشتن و حساب کردن به کودکان آموزش داده نمی شود، بلکه زمینه ها و مبانی آمادگی کودک فراهم می شود تا او در دوره دبستان، خواندن، نوشتن و حساب کردن را یاد بگیرد. یکی از اهداف مهم آموزش پیش دبستانی، این است در که کودکان نگرش مثبتی نسبت به محیط کلاس و مدرسه ایجاد کنیم تا کودک به خود انضباطی برسد و انضباط را رعایت کند.  

روش آموزش پیش دبستانی
روش آموزش پیش دبستانی، بیشتر بازی محور است و فعالیت های آن آزادی محورند. بازی، نقش بسیار مهم و کلیدی در آموزش پیش دبستانی دارد. این روش، مبتنی بر بازی است و کودک در دوره پیش دبستانی، در همه فعالیت ها، فعالانه شرکت داشته و نباید منفعل باشد ما گفتیم که ارزشیابی ها در دوره پیش دبستانی، باید تکوینی باشند. در اینجا، بین نگرش ها و فعالیت های والدین در خانه و فعالیت ها و روش های تدریس معلمان در دوره پیش دبستانی، تضاد وجود دارد. از طریق ایجاد ارتباط منظم با والدین و ارائه آموزشهای منظم و نظام دار به آنها، باید تضاد بین نگرش های والدین و معلمان پیش دبستانی را از بین برد.  
 نقش آموزش پیش دبستانی
انتظارات والدین از کودک پیش دبستانی، با واقعیت هماهنگ نیست. برای مثال، همه والدین فرزندان خود را تیزهوش می دانند و انتظارات بیش از حدی از آنها دارند یا از فرزندانشان انتظار دارند، از یک تا پنج بشمارند، اما این توقعات، باعث مشکلاتی می شود که همان تعجیل بیش از حد در آموزش پیش دبستانی نام دارد و به هیچ وجه صحیح نیست.

 دعوت از والدین در دوره پیش دبستانی ، به دو صورت است :
  1-تصادفی :
بازگرداندن کودکان به خانه توسط والدین، مربیان می توانند، از این فرصت، حداکثر استفاده را به عمل آورده و رهنمودهایی در مورد هماهنگی فعالیتهای خانه با پیش دبستانی ارائه دهند.  
 2-سازمان دهی شده :
جلسات منظم آموزش والدین و جلسه انجمن اولیاء و مربیان باید برگزار شود تا از این طریق، والدین را با جنبه های مختلف رشد و توانایی کودک پیش دبستانی، نحوه برخورد صحیح با کودک و روشهای درست تربیتی آشنا کنند و در راستای فعالیتها و روشها، هماهنگیهای لازم صورت گیرد تا بازده آموزشی افزایش یابد.  
کار با والدین در برنامه آموزش پیش دبستانی ، دارای دو جنبه می باشد :
1) همراهی والدین : به منظور مشارکت آنها در کمک به معلم یا پرسنل آموزش و پرورش، در طراحی و اجرای برنامه ها. 2) آموزش والدین : ارائه دانش و مهارتهای خاص به والدین، به منظور توانمند کردن آنها و موفقیت بیشتر . به عنوان مثال، ارائه دانش در زمینه مراقبت از کودک، اهمیت بازی، تحریکات اولیه و روشهای بازی موثر در آموزش مد نظر می باشد. در برنامه ریزی و طراحی برنامه های آموزش پیش دبستانی، محتوای موضوعات و برنامه ها، باید طوری طراحی شوند که پیش نیاز فعالیتهای دبستانی باشند. آموزشهای دروه پیش دبستانی، زمینه ساز یادگیری مفاهیم اساسی هستند که در دوره دبستان آموزش داده می شود. در تعلیم و تربیت نوین، " اصل آموزش مداوم " حاکم است. طراحی آموزشی، از مقطع پیش دبستانی تا مادام العمر، باید در یک راستا انجام شود. به عبارت دیگر، از دوره پیش دبستانی باید مشخص باشد که نیازهای بزرگسالی کدامند و آموزش پیش دبستانی، نباید از آموزش بزرگسالان منفک باشد. به این فرایند ، اصل " تداوم " یا " آموزش مدام " اطلاق می شود. یکی از دانشمندان تعلیم و تربیت، بیان می دارد که تسریع آموزشی، به عنوان" قتل نفس " تلقی می شود، زیرا بر اساس اصل تناسب عمل و وضع، اعمال تربیتی باید با وضعیت عاطفی، آمادگی جسمانی و عقلانی کودک متناسب باشد. کودک در حال رشد، باید فرصت یابد تا سیر طبیعی رشد خود را طی کند، یعنی باید بر اساس پختگی کودک، فرصتهای یادگیری را ایجاد کرد و آموزشهای لازم را ارائه داد. در آموزش و پرورش، همه چیز باید سنجیده و حساب شده باشد و به گفته روسو ، تعجیل در تربیت، امری نا معقول و نادرست است. برنامه های آموزشی پیش دبستانی باید متناسب با سطح رشد، سن و موقعیت کودکان، طراحی و اجراء شوند. از آنجا که توانمندی کودک در یادگیری و پیشرفت، تحت تأثیر تجارب اولیه می باشد، برنامه ها باید در بر گیرنده فعالیتهایی باشند که به رشد مهارتهای حرکتی، نگرشهای اجتماعی مطلوب، برانگیختن کنجکاوی، خلاقیت و پرورش توانایی های او بیانجامند. 
کودکی که از محیط خانوادگی گرمیبرخوردار باشد و دوره های شیرخوارگی و کودکی اول را در کنار مادری مهربان، متعادل و کاردان به سر برد، اعتماد به نفس و امنیت خاطر کسب میکند تا آنجا که میتواند هر روز ساعتی چند از مادر دور بماند، بدون اینکه دستخوش اضطراب و نگرانی شدید بشود. از طرف دیگر چنین کودکی در همین مدت در یادگیری زبان مشترک تا آنجا پیش رفته است که میتواند مقاصد خود رابه بزرگسالان تفیهم کند و با همسالان خود نیز ارتباط برقرار نماید.
از سال پنجم ضرورت کسب تجربه در محیطی متفاوت با محیط زندگی به حدی است که اگر کودکی ناگزیر باشد همچنان در خانه و دور از همسالان خود بماند، ولو از مراقبت مادری که کار خود را بلد است برخوردار باشد از لحاظ رشد اجتماعی با مشکلاتی مواجه میشود. به علاوه عبور سالم از محیط خانه به محیط مدرسه مستلزم اتخاذ تدابیری است که غفلت از آن ممکن است آهنگ سازگاری کودک یا تغییرات محیط را از صورت طبیعی و مطلوب آن خارج سازد.
کودکانی که پس از رسیدن به سن قانونی یکباره از خانه راهی مدرسه میشوند با چند مشکل نسبتا بزرگ مواجه میگردند:
1. جداشدن از محیط مانوس خانوادگی
2. مواجه شدن با مقررات محیط مدرسه
3. روبرو شدن با نظم و ترتیبی که لازمه فعالیت های آموزشی است
4. کوشش ذهنی ارادی برای درک و فهم مطالب و کسب معلومات جهت موفقیت در اموردرسی.
درگیری همزمان با این مسائل، سازگاری را دشوار میسازد و حالت عاطفی نامناسبی که در وی ایجاد میشود بر طرز تلقی وی نسبت به مدرسه تاثیر نامطلوب میگذارد. راه حلی که برای این مسائل پیشنهاد شده است، پیش بینی دوره ای تحت عنوان پیش دبستانی یا آمادگی است که طی آن کودک فرصت کافی داشته باشد تا با استفاده از امکانات تازه ای که بر اثر رشد فراهم آمده است، قسمتی از این موانع را قبل از ورود به دبستان از پیش پای خود بردارد. با توجه به آگاهی والدین به ضرورت گذارندان دوره پیش دبستانی، به نظر میرسد یادآوری این نکته لازم است که پیش دبستانی های مستقر در مدارس همچنان کودک را با موارد یاد شده روبرو میسازند در حالی که تلاش میشود در مهدکودک ها با شبیه کردن محیط آموزشی تربیتی به خانه (مثل خوردن صبحانه، ناهار، حضور بالباس راحت خانه، استفاده از بازی های متفاوت جهت آموزش واحدهای کار و...)، کودک به تدریج آماده پذیرش قوانین و مقررات لازم گردد.

آنچه مربی آمادگی باید بداند:
یکی از ویژگی های روانی کودک این است که نظرات مورد قبول خود را به دشواری تغییر میدهد، چرا که هنوز مراحل رشد ذهنی اوکامل نشده است. مربی میتواند برای تعدیل موضع کودک از هوش عملی استفاده کند که که در این دوره بهدلایل مختلف از اهمیت خاصی برخوردار است.
هوش عملی به فکر کودک جنبه تجربی و حسی میبخشد و چنانچه با روش صحیح هدایت شود، به خارج ساختن کودک از موضع انعطاف ناپذیرش کمک فراوانی میکند. کودکی که ضمن فعالیتهای آزاد مورد علاقه خود به نتایج غیر منتظره میرسد، به شوق میآید که فعالیتهای خود را با کنجکاوی ویژه ای ادامه دهدت. تکرار فعالیت ها، کم کم صورت آزمایشی به خود میگیرد که به نوبه خود نتایج غیر منتظره را به نتایج مورد انتظار تبدیل میکند و در مجموع زمینه را برای تجدیدنظر در نظرات مورد قبول و به طور کلی انعطاف پذیری ذهن را در قبال نظرات مختلف آماده میکند.
با همه این انتظار کوشش ارادی از کودک 5ساله، نشانه ساده اندیشی است. زیرا فعالیت های کودک برخاسته از علایق و رغبت های آنی او است. تحریک حس کنجکاوی کودک، راه دیگری استکه بهوسیله آن میتوان کودک را به طور غیر مستقیم درباره اموری که مورد علاقه اش نیست به فعالیت واداشت. کنجکاوی کودک یکی از نیرومندترین پایه های تربیت او است.
پاسخ دادن به تمام پرسش های کودک در این دوره کاری دشوار است اما پاسخ ندادن هم حس کنجکاوی او را تضعیف مینماید. بهتر است به او بیاموزیم که چگونه میتواند برای یافتن جواب سوالات خود مشاهده کند.
بازی همچنان مناسب ترین روش تربیتی برای این دوره است. وظیفه مربی این است که کودک را با بازی های نو و مناسب این سن آشنا کند و بهتر است مربی هنگامیکه کودک همبازی ندارد پنهانی در بازی او شرکت کند.
صفت بارز دیگر کودکان، تشخص طلبی است که در این دوره جلوه خاصی پیدا میکند. شخصیت ابتدا به صورت نافرمانی و گاهی به صورت لجالجت متجلی میشود و نهایتا نوعی خودنمایی پدیدار میشود که با نشان دادن مهارت عمومیبدن برای جلب تحسین و تمجید دیگران همراه است. مربی باید با استفاده از این تمایل و با تکیه بر حس تقلید شدیدی که در کودک به ظهور میرسد موجبات غنی تر ساختن شخصیت او را فراهم کند.

  شکلکهای جالب و متنوع آروین

تربیت در این دوره دارای سه جنبه اساسی است:
* تربیت تخیل
* تربیت شخصیت
تربیت حواس
هر یک از حواس، دریچه اس است که کودک از آن به جهان خارج مینگرد و اطلاعات دست اول کسب میکند. هر چه حواس از لحاظ فعالیت های فیزیولوژیک سالم تر و از نظر میزان تجارب مربوطه ورزیده تر باشد، معلومات حاصله از طریق آنها دقیق تر خواهد بود.
تربیت تخیل
از خصوصیات دیگر کودک در این دوره این است که واقعیت را با آفریده های خیال خود رد میآمیزد. مربیان باید به خاطر داشته باشند که تخیل، عالی ترین صفت انسان است چرا که بیشتر از هوش، بشر را از حیوان متمایز میسازد. بنابراین تربیت تخیل که با تربیت حسی- حرکتی همراه و در متعادل ساختن آن نیز موثر است، جنبه دیگری از تربیت فکری این دوره به شمار میآید. پس کودکی را که به چیزها سرسری نگاه میکند و پراکنده اندیش است به خیال پردازی تشویق کنیم و کودکی را که بیشتر از حد خیالباف است برعکس؛ به عبارت دیگر آنها را باداستان ها و قصه های واقعی آشنا سازیم و هموراه به خاطر داشته باشیم که غوطه ور شدن در شگفتی ها هم اندازه ای دارد.

تربیت شخصیت
یکی از جنبه های مهم شخصیت در این دوره، تشخص طلبی است و فردیتی که در این سن متجلی میشود نیروی زنده ای است که میتواند پایه استواری برای عمل تربیتی گردد. تسلیم محض تشخص طلبی کودک شدن همان قدر به خال رشد شخصیت در حال تکوینش مضر است که مخالفت قطعی با ان.
کودک کودستانی برای ضبط خواهش های خود، برای آموختن راه و رسم زندگی با دیگران و برای قبول پاره ای از مسئولیت های عمومیمربوط به محیط خود، نیازمند کمک مربی خویش است. در این مورد نه تنها سرمشق دادن و تشویق کردن لازم است، بلکه گاهی نیاز پیدا میشود که مرکز پیش دبستانی منتهای سعی خود رابنماید و به تبیین رفتار نا به هنجار عده ای از کودکان بپردازد.
بازی های کودک و نقش هایی که با عهده دار شدن آنها، بدان ها معنی و ارزش میدهد و از خلال آنها شخصیتش آشکار میگردد، از این لحاظ حایز اهمیت است.
با توجه به مطالب مذکور زندگی در کودکستان باید امنیت خاطر طفل را که در شرایط مساعد خنوادگی چوانه زده است، بارور سازد.
بدین منظور، باید نظم عمومیامور در کودکستان طوری باشد که کودک به خوبی دریابد که کلیه فعالیت ها هر چند که ضمن آنها همهنوع حوادث جالب و غیرمنتظره ممکن است اتفاق بیافتد، طبق برنامه و طرح نقشه ای انجام شود.
کودکان هنگام ترک کودکستان از انچه تاکنون یادگرفته اند، احساس اطمینان کنند به طوری که برای آموختن بیشتر، آمادگی و اشتیاق داشته باشند.
چنانچه کودکان توانسته باشند، در برخورد با نخستین محیط آموزشی، ناملایمات مربوط را بدون احساس دلسردی پشت سر بگذارند و لا اقل از کاربرد موثر توانایی های خود در چند کار لذت بده و در نتیجه اعتماد به نفس کافی حاصل نموده باشند، میتوان امیدوار بود که بتوانند با استفاده از این آمادگی، گام های مربوط به مراحل بعد را یکی بعد از دیگری با موفقیت روز افزون بردارند.


آموزش هنر و ریاضی به کودکان پیش دبستانی

آموزشهای پیش دبستانی ، بازی محورند . به عبارت دیگر ، روش آموزشی، مبتنی بر انجام بازیهای مختلف و فعالیتهای آزاد است . تمایل ذاتی کودکان برای به نمایش گذاشتن جنبه های درونی خود و شناخت دنیای اطراف ، بازی نام دارد . بازی ، وسیله ای برای درک درون کودک است . تئوریهای مختلفی از سوی روانشناسان ، در مورد اهمیت بازی کودک ارائه شده است. یکی از این نظریات ، متعلق به روانکاوی به نام فروید است . روانکاوان معتقدند که بازی ، وسیله ای برای کاهش اضطراب کودکان ، حل تعارضات آنها و کاهش آسیبهای عاطفی آنها می باشد . روانشناسان شناختی معتقدند که کودک از طریق بازی ، به خلق دنیای خود می پردازد ، گاهی نقش بزرگترها را ایفا می کند و از این طریق ، رشد شناختی وی تقویت می گردد . روانشناسان رشدی، بازی را با جنبه های مختلف رشد ، از قبیل تقویت عضلات بدن ارتباط می دهند . از نظر روانشناسان اجتماعی ، بازی موجب هماهنگی رفتار کودک با دیگران می شود و کودک از طریق بازیهای گروهی ، سازگاری با دیگران را می آموزد. در دوره پیش دبستانی ، از طریق بازی ، می توان شیوه زندگی و همزیستی با دیگران را به کودک آموزش داد .

  بازیهای آزاد و بازیهای قاعده دار
بازیهای کودک در دوره پیش دبستانی ، ابتدا به صورت " Play " می باشد، یعنی قاعده مند نیست . مربی باید کودک را از سوی بازیهای آزاد و بی قاعده ، به سمت بازیهای قاعده مند سوق دهد و از این طریق ، به شکل گیری مفهوم قاعده و فانون در ذهن کودک کمک نماید. مونته سوری که اولین موسس باغ کودکان در ایتالیا بود ، معتقد است که در اواخر دوره پیش دبستانی، بازیهای بی قاعده و بی هدف باید به سمت بازیهای توأم با کار سوق داده شوند (یعنی در حدود شش سالگی که میل به کار در کودک ظاهر می شود) . بازیهای توأم با کار، بازیهایی هستند که هدف و نتیجه خاصی دارند . بازیهای قاعده دار ، فقط دارای قاعده اند و لزوماً هدفمند نیستند . در بازیهای توأم با کار ، کودک دارای هدف است و تا زمانی که به هدف خود نایل نشود ، کار را رها نمی کند ، اما در بازیهای ساده ، ممکن است که کودک در حین بازی ، کار را رها کند و به امر دیگری بپردازد . بنابراین ، از طریق بازیها ، باید میل به کار را در کودک تقویت نمود . 

 نقش مربی در بازی

مربی در بازیهای کودک باید سه نقش را ایفا کند . این سه نقش عبارتند از : 1-مشاهده گر باشد . 2-طراح یا سازمان دهنده فضای بازی و مواد آموزشی لازم باشد . 3-ارزش گذار باشد . در مواقع عدم دسترسی کودک پیش دبستانی ، به کسی که بتواند از لحاظ رشدی در وی تأثیر مهمی بگذارد ، مربی می تواند به صورت آشکار یا پنهان، این نقش را ایفا نماید . مربی باید مواد آموزشی و فرصتهای لازم ، برای بازیهای خلاق و متفکرانه کودک را فراهم نماید .

  نقش والدین
والدین در محیط خانه ، باید نقش همبازی کودک را به عهده بگیرند . این امر موجب نزدیکی و ارتباط آنها با کودک و افزایش اعتماد به نفس وی می شود؛ در ضمن به رشد شناختی و عاطفی کودک بسیار کمک می کند . والدین باید به بازیهای کودک توجه داشته باشند ، در آن ها شرکت کنند و شرایط لازم را برای بازی آنها فراهم نماید . آنها باید بازیهای خلاق را در اختیار کودک بگذارند و از این طریق ، موجب افزایش روحبه کنجکاوی و خلاقیت کودک شوند . در دوره پیش دبستانی ، باید با توجه به اصل نشاط از طریق بازیها ، زمینه شادی و نشاط در کودک فراهم شود ، و این امر باعث شادمانی در دوران بزرگسالی می گردد .

در ادامه بحث ، پیرامون ابعاد مختلف برنامه های درسی و فعالیت های یادگیری آموزش پیش دبستانی ، آموزش هنر به کودکان پیش دبستانی را توضیح می دهیم . همه انسانها دارای حس و استعداد زیبایی شناختی هستند . تعلیم و تربیت باید حس زیبایی شناختی افراد را شکوفا کرده و آن را پرورش دهد . یکی از اهداف عمده نظام آموزشی ایران ، پرورش حس زیبایی شناختی کودکان ، در تمام مراحل می باشد .  

  حس زیبایی شناختی
منظور از حس زیبایی شناختی ، ایجاد قوه ادراک زیبایی ها در کودکان می باشد . به عبارت دیگر ، کودک بتواند زیبایی ها را درک و از آن لذت ببرد. زیبایی ها ارتباط مستقیمی با هنر دارند . ادراک زیبایی ، یک جنبه آموزش هنر می باشد و در امتداد آن ، خلق زیبایی هاست. کودکان در نظام آموزشی، باید بتوانند آثار زیبا و بدیعی خلق کنند تا دیگران هم از آنها لذت ببرند . با توجه به این مسأله ، هدف عمده تعلیم و تربیت ایران ، آموزش هنر در دوره پیش دبستانی است که یکی از ابعاد مهم درسی می باشد . روانشناسان شناختی معتقدند هنر بازتاب دانش و تفکر است . جنبه نمادین و سمبلیک هنر ، باعث تقویت فکر و رشد شناختی کودکان می شود. آموزش هنر ، زمینه ساز پیشرفت تحصیلی در مراحل بعدی تعلیم و تربیت است. نظریه روانکاوی بر جنبه عاطفی هنر تأکید می کند . روانکاوان معتقدند : هنر از نظر عاطفی، موجب کاهش احساس خشم، نفرت و پرخاشگری در کودک می شود. خلق آثار هنری ، جنبه تصاعدی دارد و باعث تقویت اعتماد به نفس کودک می شود . روانکاوان معتقدند که نقاشی های آزاد در دوره پیش دبستانی و مقاطع بالاتر، آینه ناخودآگاه کودک است . شکل والدین در محیط خانه ، باعث مشکل عاطفی کودک می گردد و از طریق نقاشی ، می توان به این مسأله پی برد . در دوره پیش دبستانی ، علاوه بر نقاشی، کاردستی نیز اجرا می شود. کودک پیش دبستانی در کار هنری ، قادر به برش درست مقواها نیست . به همین دلیل ، به والدین توصیه می شود که در درست کردن کاردستی با کودک مشارکت داشته و در پرورش استعدادهای وی کوشا باشند . والدین باید به کودک آزادی و حق انتخاب بدهند و او را به کار خاصی محدود نکنند. مربیان پیش دبستانی باید با آموزشهای هنری جدید آشنا بوده و سعی بر تنوع بخشیدن به فعالیتهای هنری کودک داشته باشند . والدین با فراهم کردن فرصت ها و کمک به کودک ، در انجام فعالیتهای هنری، تأثیر بسیاری بر آموزش هنری وی می گذارند . هنگامی که کودک در خانه کار هنری انجام می دهد ، والدین می توانند در کنار وی بنشینند و به او کمک کنند . این امر ، موجب امنیت عاطفی کودک می شود و او بهتر می تواند کار هنری را انجام دهد .  
در دوره پیش دبستانی ، هنگام انجام کارهای هنری ، باید به کودک فرصت فعالیت خلاق و آزاد داده و از دخالت در کار وی خودداری شود ، زیرا از این طریق ، کودک از کار هنری لذت می برد، حس استقلال در وی پرورش می یابد و اعتماد به نفس پیدا می کند . ما باید با توجه به ساختمان روانی و میزان توانایی های کودک ، کارهای هنری را به او محول کنیم . روش های نمایشی و تئاتر ، در رشد شناختی و اجتماعی کودک تأثیر بسیاری دارد، زیرا کودک از این طریق ، روش بیان و ابزار وجود را یاد می گیرد و این امر ، موجب پرورش تکلم وی می شود . کودک یاد می گیرد که با دیگران ارتباط برقرار کند و این امر ، سبب پرورش قوه اجتماعی وی می گردد. یکی از جنبه های هنر که بسیار حائز اهمیت بوده و جزء اهداف مهم تعلیم و تربیت است ، ایجاد حس قدردانی نسبت به کارهای دیگران در کودک می باشد. چنانچه آموزشهای هنری در دوره پیش دبستانی به درستی انجام شود، کودک علاوه بر احراز حس قدردانی ، درک می کند که یک تجربه واحد در مورد همه افراد نتیجه یکسانی ندارد . ممکن است که ما همه کودکان را در معرض یک تجربه واحد هنری قرار بدهیم ، اما نتیجه متفاوتی به دست آوریم و کودکان از این طریق ، انعطاف پذیری ذهنی پیدا می کنند . افراد از تجربه واحد ، برداشت های متفاوتی دارند و آثارشان با یکدیگر متفاوت است ، فرد به نظریات دیگران احترام می گذارد و احساس می کند که دیگران ، همان تجربه را به طریق دیگر تفسیر و استفاده کرده اند و در کل، هنر باعث تقویت تمام ابعاد رشد می شود . نظریه شناختی بیان می کند ، هنر بازتاب دانش و تفکر است . مراکز پیش دبستانی و والدین نقش مهمی در آموزش هنر به کودک دارند و باید به این امر ، توجه بسیاری داشته باشند . یادگیری هنر در کودک ، موجب خلق دانش خواهد شد. دستیابی به خلاقیت، یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش است و موجب تحقق سایر اهداف می شود . پژوهش ها نشان داده اند که استعداد موسیقی افراد در نه سالگی بروز می کند ؛ البته می توان زمینه آن را با نوشتن ریتم موسیقی در دوره پیش دبستانی ، به کودک آموزش داد یا حداقل کودک را با حرکات موزون آشنا ساخت ؛ چون این مسأله زمینه ساز شکوفایی استعداهای موسیقی در نه سالگی به بعد است . برخی از آموزشهای هنری ، در دوره پیش دبستانی انجام نمی شود. کودکان به انجام حرکات موزون و ریتمیک علاقمندند و به موسیقی توجه بسیاری دارند ، اما این امر در آموزش های هنری به کار گرفته نمی شود . به طور کلی ، می توان گفت که نقش مربی در آموزش هنری بسیار مهم است . مربی ابتدا باید هدف را تعیین کند ، یعنی هدف از اجرای یک فعالیت هنری را در دوره پیش دبستانی بداند ؛ این هدف ، شکوفایی استعدادهاست . مربی باید مواد آموزشی لازم را تشخیص داده و در دسترس کودکان قرار بدهد .در مرحله بعد ، مربی باید فعالیت های صورت گرفته را ارزشیابی کند ، برای مثال ، فعالیتهای هنری در چه سطحی است ؟ آیا این فعالیت ها قابلیت رشد کودک را دارند ؟ در دوره پیش دبستانی ، هنر برای کودک بسیار لذت بخش است و باید به عنوان یک بُعد بسیار مهم پیش دبستانی بسط و گسترش داده شود . 

  آموزش ریاضی در کودکان پیش دبستانی
منظور از آموزش ریاضی در دوره پیش دبستانی ، زمینه سازی تشکیل مفهوم عدد و مقدار ، برای مراحل بعدی تعلیم و تربیت ، یعنی دبستان است.  
  زمینه ها و جنبه های آموزش ریاضی عبارتند از :
1-ایجاد توانایی طبقه بندی در کودکان پیش دبستانی : یکسری از اشیاء در اختیار کودک قرار داده می شود و کودک باید بر اساس یک یا چند بُعد ، آنها را دسته بندی و ردیف کند. 2-ایجاد توانایی نظم و ترتیب در کودکان : به بچه ها یاد می دهیم که اشیاء دارای ابعاد مختلفی هستند. برای مثال ، بچه ها باید آنها را از بزرگ به کوچک یا بالعکس دسته بندی نماید . نظم و ترتیب دادن به اشیاء ، زمینه ساز تشکیل مفهوم عدد و آموزش ریاضی در دوره دبستان به شمار می رود. پازل ها به توانایی ساختاری کودک کمک می کنند. هر چیزی که در ذهن کودک با مسائل ارتباط برقرار کند و توانایی ساختاری و ساختمانی کودک را افزایش دهد ، به نحوی با منطبق و ریاضی او مرتبط است .  

  طبق نظریه پیاژه چهار نوع دانش داریم :
1-دانش اجتماعی که موجب یادگیری مهارتهای اجتماعی می شود . 2-دانش فیزیکی : کودک با عمل کردن بر روی اشیاء به خصوصیات آنهاپی می برد . 3-بازنمایی ( ایجاد توانایی مقایسه و اندازه گیری ) : کودک از طریق این دانش ، اشیاء را با هم مقایسه می کند ؛ البته هنگامی که به کودک پیش دبستانی می گوییم : " اینها را با هم مقایسه کن ، " باید از زبان کودک به منظور برقراری ارتباط با وی استفاده نمود . برای مثال ، می توانیم بگوییم : کدام یک از اینها شبیه به هم می باشند ؟                                                                                   
به منظور ایجاد توانایی مقایسه و اندازه گیری ، روشی بنام " تناظر یک به یک " وجود دارد . در این روش ، مربی اشکال مختلف را با یکدیگر مطابقت می دهد ؛ البته در نظریه شناختی پیاژه ، بازنمایی همان مفهوم تداعی بوده که می توان از قالب مشابهت استفاده نمود . برای مثال ، در یک گوشه تصویر ، یک گوسفند نقاشی می کنیم ، سپس یک عضو آن را در طرف دیگر صفحه قرار می دهیم و از کودک می خواهیم، هر عضو را به حیوان یا شیئ مربوطه وصل کند . تصاویر مختلف ، مثل کیف و کتاب را نیز می توان در این تصاویر قرار داد تا کودک بتواند قدرت تمیز و مقایسه داشته باشد . ایجاد قوه تناظر ، به پرورش مفهوم عدد و آموزش ریاضی در کودکان پیش دبستانی کمک می کند . کودک ، سنبلها و علائم قراردادی را از طریق فعالیتهای خلاق هنری، بازنمایی کرده و بروز می دهد . به عبارت دیگر ، فعالیتهای هنری ، نوعی بازنمایی می باشند . کودک ، اندیشه ها و علائق خود را از طریق بازنمایی نشان می دهد و خلاقیت هنری وی ظهور می کند . 4-دانش منطق ریاضی ( ایجاد توانایی شمردن و انجام عملیات ) . یکی از زمینه های تشکیل مفهوم عدد در دوره پیش دبستانی ، شمردن است. منظور از دانش منطق ریاضی ، ترکیب منطق با ریاضیات است تا کودک بتواند از خود خلاقیت هنری نشان دهد . در آموزشهای پیش دبستانی و مقاطع بالاتر ، ابعاد آموزش و رشد از هم جدا نیستند و می توان چند هدف را در یک فعالیت گنجاند . برای مثال ، در بازیهای کودکان که با یکدیگر توپ را دست به دست می کنند ، می توان چند هدف را در یک فعالیت گنجاند و مفهوم عدد و شمردن را به آنها یاد داد. منظور از انجام عملیات ، کارهایی است که روی مفهوم عدد انجام می دهد. برای مثال ، با نشان دادن یک یا چند سیب ، می توان توانایی شمردن، قدرت تمیز مفهوم و تشخیص واحد از کثیر را در کودک ایجاد کرد . این امر، زمینه ساز تشکیل مفهوم عدد در مرحله بعد است . هر یک از موارد مذکور ، به ترتیب اهمیت آنها بیان شده و تمام طبقات ، در دانش منطق ریاضی جایگاه بسیار مهمی دارند . شناخت گرایان معتقدند : کودکان دوره پیش دبستانی ، می توانند بدون هیچ قاعده ای طبقه بندی کنند . برای مثال ، کودک اسباب بازی خود را در یک گوشه قرار می دهد . در دوره پیش دبستانی ، مربیان و والدین باید توانایی ایجاد طبقه بندی قاعده دار را در کودک به وجود آورند . باید توجه داشت که حتی مفهوم طبقه بندی که زمینه ساز تشکیل مفهوم عدد در آینده خواهد بود ، دارای پیش نیاز می باشد . مفاهیمی وجود دارند که کودک باید آنها را درک کند تا به توانایی طبقه بندی دست یابد. مفاهیمی همچون شبیه بودن ، تعلق داشتن به چیزی ، در کنار هم قرار دادن ، پیش نیاز مفهوم طبقه بندی به شمار می آیند .آموزش ریاضی دوره پیش دبستانی ، بهتر است با آموزش هنر همراه باشد تا کودک در آینده از ریاضی تنفر نداشته باشد . به طور کلی ، می توان گفت که آموزش ریاضی ، دوره پیش دبستانی در چند مقوله خلاصه می شود : طبقه بندی ، نظم و تربیب ، مقایسه و اندازه گیری ، شمردن و انجام عملیات . در این دوره ، فعالیتهای دبستانی به کودک آموزش داده نمی شود . در امر آموزش کودک ، نباید تعجیلی داشت و باید به او فرصت رشد طبیعی داده شود. 
آنچه که نباید به کودکان گفت
آنچه که نباید به کودکان گفت
 گذاشتن اسم روی بچه ها
« لال» ٬ « بچه بد »
اگر کودکان را نام هایی مانند احمق و تنبل و... بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات اند . به علت آسیبی که به کاربردن این نام های منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند ٬ اعتماد به نفس او از بین می برد .
اگر کودکی به صفت « زشت » نامیده شود ٬ ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند اگر بگویید : « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می کند .
چه باید گفت : با جمله ای مثبت توجه بچه را به رفتاری معطوف کنید که باید تغییر دهد . « این اتاق نامرتب و به هم ریخته است » یا « کاغذ و مدادهایت روی زمین پخش شده و باید جمع شود»

طرد کردن بچه ها
«ای کاش به دنیا نمی آمدی » یا « هیچکس ترا دوست ندارد »
طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از آنهاست . برای یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده به معنی دوست نداشتن از طرف همه افراد است . آنچه که یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارند .
چه باید گفت : هر روز با او گفتگو کنید و بگویید « دوستش دارید » و در آغوشش بگیرید .


منفی بافی
لیاقت چیزی را نداری یا جات تو زندونه
بچه ها با کلمات و جمله هایی که به آنها می گوییم ٬ بزرگ می شوند یک پژوهشگر با عده ای زندانی گفتگو و مصاحبه کرد . از آنها پرسید که به چند نفر از آنها هنگام بچگی گفته شده که زندانی خواهند شد ؟ با کمال تعجب دریافت که تقریباً با پاسخ همه آنها به این سوال مثبت بود . والدین باید آینده خوبی را برای بچه ها ترسیم و پیش بینی کنند .

مقصر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات
« تو دلیل دعوای من و پدرت هستی »
مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنی است که او به دلیل کاری که به دیگران انجام داده اند سرزنش می شود بچه ها هدف آسان و در دسترس برای به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضای خانواده هستند . اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند ما باید نمونه ای از مسولیت پذیری در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم .
چه باید گفت : اگر عصبانی شدید به محض بدست آوردن خونسردی ٬ از کودک معذرت بخوهید و مثلاً بگویید :« ببخشید دعوات کردم امروز خسته بودم

 انتظارات نابجا
نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره دیگر چه شده است تو فقط باید ۲۰ بگیری .
پدر و مادرانی که از فرزندان خود انتظارات بی جادارند آنها را مجبور می کنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند . پیامی که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافی خوب نیستی . داشتن انتظار بی جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین می برد .
چه باید گفت ٬ با تاکید به نکات مثبت بگوئید : خیلی عالی است که نمره های ۲۰ زیادی در کارنامه ات داری – اشکالی ندارد نمره ۱۷ گرفتی چون تو تمام سعی خود را کردی و هر انسانی ممکن است اشتباه کند سعی کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومی ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند .

مقایسه کردن
چرا مثل پسرخاله ات نیستی ؟ « وقتی به سن تو بودم ٬ دو کیلومتر پیاده به مدرسه می رفتم » وقتی به کودک می گویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست .
تخم حسادت و بددلی را بین فرزندان خود می کارید . بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بی ارزشی و بد بودن را خواهند داشت .
حتی تعریف مثبتی هم می تواند همین نتیجه را داشته باشد . وقتی می گوید :« تو در بازی فوتبال از برادرت بهتری » همان احساس مقایسه و ناسازگاری را بین آنها به وجود می آورید .
بهتر است بگویید : تو در بازی فوتبال به اندازه برادرت هنگامی که به سن تو بود خوب هستی . از سال گذشته تا به حال در زبان پیشرفت کرده ای .

شرم زدگی
باید از خودت خجالت بکشی . درست مانند یک بچه رفتار می کنی . نمی توانم باور کنم از این گربه کوچک می ترسی .
هنگام خجالت ٬ کودک ٬ احساس می کند نقص دارد یا بی لیاقت است . خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او می شود . برخی پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف کودک ٬ مانند شب ادراری او را تحقیر می کنند . خجالت زده کردن کودک موجب می شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند .
بهتر است بگویید : گریه نکن ٬ تو دیگر بزرگ شده ای . گربه آنقدرها هم ترسناک نیست .

تهدید کردن
اگر نیایی می روم و اینجا تنها می مانی اگر دوباره این کار را انجام دهی ٬ به پلیس می گویم تورا ببرد .تهدید گفتن جمله یا کلمه اغراق آمیزی است که پدر و مادر به کار می برند تا کودک را بترسانند مانند این جملات : « اگر درست رفتار نکنی تمام استخوانهایت را می شکنم »  تهدید موجب ترس در کودک می شود و او احساس می کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می کند . تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و برای نیازهای اساسی و اولیه زندگی با پدر و مادرش نیاز دارد .آنچه باید گفت : به بچه ها باید هشدار داد نه تهدید برخلاف تهدید ٬ هشدار واقعی و معقول است . با گفتن جمله « اگر .... در نتیجه ...» به او هشدار می دهید که نباید به رفتار بدخود ادامه دهد . مانند « اگر دوباره خواهرت را بزنی ٬ دیگر نباید با او بازی کنی »

نحوه برخورد با کودکان لوس : کودکان موجودات در حال رشدی هستند و براساس این که در سالهای اولیه زندگی چگونه تربیت شوند و آموزش ببینند، سبک خاص رفتاری پیدا می کنند. این سبک رفتاری الگویی تقریباً ثابت و دائمی برای آنها به وجود میآورد، و تعیین کنندهِ نحوه ارتباطات و برخوردهای آنان نیز می باشد. هر خانواده در ارتباط با فرزندان شیوه خاص خود را دارد؛ و این نحوه برخورد، در تلاقی با ساختار ژنتیکی هر فرد، باعث می شود که شخصیتهایی بسیار متفاوت و متمایز شکل بگیرند.رشد اجتماعی کودکان یکی از حیطه های رشدی است که دقیقاً به ما نشان می دهد آیا فرزند مطابق با سن تقویمی یا شناسنامه ای خود رفتار می کند یا خیر؟ و اگر مطابق با سن شناسنامه ای رفتار نمی کند چه دلایلی برای این مسئله وجود دارد و رفتارهای او چگونه شکل گرفته است؟ یکی از سبکهای غلط رفتاری کودکان، ناتوانی در ایجاد و برقراری رابطه سالم با همسالان است؛ یعنی کودکانی وجود دارند که راههای برقراری ارتباط سالم را نمی دانند. این گروه از کودکان بعضاً تحت عنوان «کودکان لوس» نامگذاری میشوند. آن چه در این نوشتار مورد بحث قرار می گیرد عوامل مؤثر در شکل گیری این گونه رفتارهاست.چرا کودکان لوس می شوند؟یکی از دلایل لوس شدن کودکان روش های غیرقابل قبول والدین به لحاظ تربیتی است؛ والدین محبت کنندهِ افراطی که معیارهای تربیتی و روشهای یادگیری را در نظر نمی گیرند و صرفاً با محبتهای بی حد و حساب مانع اجتماعی شدن رفتارهای کودکان می شوند. چنین کودکانی معنای صبر و تحمل را در زندگی نمیآموزند و انسانهایی عجول و شخصیتهایی متزلزل بار خواهند آمد.آیا می توان کودکان لوس را اصلاح کرد؟بله؛ چنانچه والدین از روشهای غیر قابل قبول دست بردارند و در مورد فرزندان خود قوانین تربیتی درستی را اعمال کنند، و به شرط آن که روشهای جدید ثابت و مستمر باشد، می توان امید داشت که این روشها به تدریج مؤثر واقع شوند.نقش تشویق و تنبیه در تربیت کودکتشویق و تنبیه دو روش متفاوت تربیتی هستند و بایستی ویژگیهایی داشته باشند تا مؤثر واقع شوند. این دو روش چنانچه به موقع و با اصول درست اعمال گردند، می توانند از لوس شدن کودکان جلوگیری کنند. معمولاً کودکان لوس، والدین تسلیم شونده دارند. آنها در مقابل خواسته های کودک فوراً تسلیم میشوند و هر آن چه که او طلب کند، برایش فراهم میکنند. در خانوادهای که کودک لوس پرورش داده میشود، اثری از روشهای تنبیهی مناسب دیده نمی شود. یعنی چنانچه کودک کار اشتباهی مرتکب شود یا این که بخواهد تعیین کننده باشد و به والدین خود دستور دهد یا این که با داد و فریاد و عصبانیت حرف خود را به کرسی بنشاند، در این خانواده هیچ گونه روش مناسبی برای جلوگیری از این رفتارها و جهت دهی به آنها وجود ندارد. این نوع خانوادهها از لحاظ روان شناسی به خانوادههای محبت کنندهِ افراطیِ آزاد گذارنده معروف اند؛ خانوادههایی که بی نهایت توجه، محبت و محافظت در مورد فرزندان خود دارند و در عین حال آنها را برای انجام هرگونه عملی آزاد می گذارند.این مسئله بسیار اهمیت دارد که میزان مقاومت، ایستادگی و انعطاف خود را در برابر فرزندانمان مورد بررسی قرار دهیم. بعضی از والدین پس از مقاومتی کوتاه در مقابل تقاضاهای فرزند، تسلیم می شوند و خواسته های کودک را به همان شکلی که او می خواهد برآورده می کنند. محبت در حد متعادل، توجه به نیازها و برآوردن آنها در حد معقول و داشتن روش های مناسب و علمی برای تشویق و تنبیه کودکان از جمله مواردی است که بایستی در خانواده وجود داشته باشد. والدینی محبت کننده و در عین حال قاطع باشیموقتی صحبت از قاطع بودن به میان می آید، برخی از والدین تصور میکنند که جدی و قاطع بودن به این معناست که مثلاً پرخاشگر هم باشیم و یا این که چنانچه فرزندمان از ما پیروی نکرد، با زور و خشونت مواردی را به او تحمیل کنیم. حال آن که در مقوله های تربیتی، قاطع و جدی بودن به این معناست که از اصولی پیروی کنیم و قوانینی برای فرزندانمان داشته باشیم، به علاوه، اصرار به اجرای آن قوانین در خانواده وجود داشته باشد. ثبات خُلق و ثبات اندیشه و رفتار در والدین ضروری است. چنانچه اصول تربیتی خود را تغییر دهیم و به گفته های خود چندان اعتقادی نداشته باشیم، فرزندان به اصول و قوانین خانواده پایبند نخواهند شد. پس جدی و قاطع بودن به معنای آن است که در اجرای اصول و قوانین خانواده باری به هر جهت رفتار نکنیم.همه چیز به موقع و در زمان خود بایستی انجام پذیردچنانچه کودکان از قوانین خانواده پیروی نکنند و حتی خلاف آن عمل کنند، برای مثال در جمع فامیل رفتاری از آنها سر بزند که مطابق با موازین تربیتی نباشد، آیا لازم است که مثلاً در جمع مورد تنبیه یا سرزنش قرار گیرند؟ مسلماً نه؛ یادآوری نکات تربیتی و قوانین مورد نظر به کودک بایستی در منزل و به طور خصوصی صورت گیرد. کودکان برای قضاوت دیگران راجع به خودشان اهمیت فراوانی قائلند و چنانچه در حضور دیگران مورد توبیخ قرار گیرند رنجیده خاطر می شوند و در پارهای موارد رفتارهای تلافی جویانه از آنها سر خواهد زد. چنانچه حریم خانواده امنیت و اطمینان لازم را برای کودک فراهم کند، او به راحتی می تواند اشتباهات خود را بپذیرد و هر موردی را که به او تذکر داده شود تغییر دهد.می توانیم به جای ناامیدکردن مکرر و پی در پی کودکان، آنها را به داشتن رفتارها و اندیشه های خوب و مثبت تشویق کنیم. به علاوه، لازم است از شتابزدگی بپرهیزیم. در واقع بایستی به مراحل رشد کودک دقت داشته باشیم؛ و به این نکته مهم توجه کنیم که آیا کودک برای انتظاری که از او داریم آمادگی لازم را دارد؛ یا خواسته و انتظار ما بالاتر از سن و توان اوست؟ رفتارهای کودکان و همین طور یادگیری بسیاری از رفتارها به رشد سیستم عصبی - مرکزی مربوط میشود. پختگی سیستم عصبی- مرکزی بایستی انجام شود تا کودکی قادر باشد صحبت کند، حرکت کند، راه برود، معنای بسیاری از مطالب را درک کند و خود قادر به انجام عمل باشد. پس انتظار پیش از موقع و در واقع انتظارات زودرس از کودکان باعث فشارها و استرسهای روحی برای آنان می شود و چنانچه کودکان نیز با کلام و زبان خود، والدین را از این وضعیت آگاه نکنند، این فشارها به گونه ای دیگر خود را نشان می دهند. مثلاً ممکن است به صورت علائم و نشانههای جسمانی یا حرکتها و پرشهایی که به تیک عصبی شناخته میشوند ظاهر گردند.والدین محبت کنندهِ افراطی که معیارهای تربیتی و روشهای یادگیری را در نظر نمی گیرند و صرفاً با محبتهای بی حد و حساب مانع اجتماعی شدن رفتارهای کودکان می شوند. چنین کودکانی معنای صبر و تحمل را در زندگی نمیآموزند و انسانهایی عجول و شخصیتهایی متزلزل بار خواهند آمد. اهمیت و ضرورت دانستن مطالب و نکات مطرح در مورد رشد کودکان آن است که به والدین این شناخت را می دهد که به انتظارات خود نگاه مجددی داشته باشند تا چنانچه انتظارات و خواسته های آنها بیش از حد توان فرزندان است و یا برعکس، خواستههایشان بسیار کمتر از توانمندی کودکان است، رفتارهای خود را اصلاح کنند.میآموزندفرصتهایی که به کودکان داده می شود تا در جمع همسالان خود قرار بگیرند باعث می شود که ضمن بازی، با هم ارتباط برقرار کنند و بسیاری رفتارهای اجتماعی را از یکدیگر بیاموزند. همکاری، تعاون، اشتراک و نظایر آن از مفاهیمی است که میتوان با قرار دادن کودکان در گروه همسن به آنها آموخت.نتیجه گیریرفتارهایی که از کودکان سر می زند و در واقع سبک زندگی آنان را نشان می دهد، آموختنی و اکتسابی است. بنابراین آن چه در مورد شخصیت، عادات، تجربیات و یادگیری کودکان مشاهده می کنیم، همه نشأت گرفته و تأثیرپذیر از محیط زندگیشان است. روشهایی که والدین در قبال فرزندان اعمال میکنند، از جمله روشهای تشویقی و تنبیهی، قوانین و مقررات در خانواده، نحوه اجرای قوانین خانواده، انعطاف داشتن، سختگیر، قاطع و یا تسلیم شونده بودن در ساخت فکری کودکان و رفتارهای آنان بسیار مؤثر است.


مطالب مرتبط: