گفتگو با شقایق فراهانی


شقایق فراهانی که درحالحاضر نمایش «چمدان» را به کارگردانی فرهاد آئیش، روی صحنه دارد، چهار بازی خوب در فیلم زنانه «نیمه شب اتفاق میافتد» تینا پاکروان، «نقطه کور» مهدی گلستانه، «کفشهایم کو؟» کیومرث پوراحمد و «آبنبات چوبی» حسین فرحبخش، در سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر از خود به جای گذاشته است.

 

فراهانی روزهای پرکاری را پشت سر میگذراند؛ بازیگری که شاید اندازه نقش برایش مهم نباشد ولی در این چند سال اخیر سعی کرده در آثار برتر و مهم ایفای نقش کند. در زیر گفتوگوی ما را با این بازیگر میخوانید.

امسال در چهار فیلم نقشهای کوتاهی بازی کردید، چرا؟
واقعا کوتاهی نقش برایم مهم نیست، تأثیرگذاری نقش برایم مهم است؛ یعنی نقش هر اندازه هم کوتاه باشد، قابل حذفشدن از فیلمنامه نباشد. فکر میکنم کارنامه کاریام هم نشان میدهد بلندی و کوتاهی نقش برایم الویت ندارد.

این اولین همکاری شما با مهدی گلستانه بود؛ کارگردانی که اثر قبلیاش، «نازنین» با استقبال خوبی روبهرو نشد. شکست کار قبلی کارگردان نگرانتان نکرد؟ به این فکر نکردید که «نقطه کور» هم مانند «نازنین» شکست بخورد؟
وقتی فیلمنامه را خواندم و با نقش آشنا شدم، احساس کردم میتواند کار خوبی از آب دربیاید و بههمیندلیل کنکاشی در روزمه کارگردان نکردم. این اتفاق برای هر فیلمسازی پیش میآید که کار قبلیاش موفق نشده باشد. این دلیل موفقنشدن در کارهای بعدی نیست، برای همین اصلا نگران نبودم.

«نقطه کور» فیلمنامه عجیبوغریبی نداشت ولی احساس کردم توانایی تبدیلشدن به فیلم مخاطبپسند را دارد.

چرا مهدی گلستانه شما را برای این نقش انتخاب کرد؟
ابتدا برای نقش دیگری انتخاب شده بودم.

پس چرا قبول نکردید؟
زمانی که پیشنهاد این کار به من داده شد، برای بازی در کار دیگری قرارداد بسته بودم و زمان کافی نداشتم، بههمیندلیل خواهش کردم نقش کوتاهتر را به من بدهند.

الان پشیمان نیستید؟
نه.

فکر میکنید در اکران عمومی، گیشه خوبی داشته باشد؟
ساعتی که «نقطه کور» در جشنواره اکران شد، با اجرای تئاترمان همزمان بود، بههمیندلیل هنوز این فیلم را ندیدهام ولی درباره «نیمه شب اتفاق میافتد»، که روی پرده دیدم، این اطمینان را میدهم پرفروش خواهد بود.

«آبنبات چوبی» چطور؟
آن را هم دیدهام؛ فکر میکنم این فیلم هم در گیشه موفق خواهد شد.

همکاری با کارگردان جوانی همچون مهدی گلستانه چطور بود؟
زمانی که مهدی به عنوان دستیار کارگردان و برنامهریز فعالیت میکرد با هم همکاری میکردیم. آن زمان میدیدم چقدر مقتدر و فعال بود. شخصا معتقدم کارگردان باید مدیریت بالایی داشته باشد. مهدی، سر صحنه بسیار مدیر بود و همه چیز بسیار حرفهای بود. با اینکه نتوانستم حضور پررنگی در اینکار داشته باشم ولی از این همه نظم و مدیریت سر صحنه لذت میبردم.

از همکاری با بازیگران این کار بگویید؟ با محمدرضا فروتن که قبلا با هم کار کرده بودید؟
بله، با آقای فروتن قبلا در فیلم «سایه روشن» فرزاد مؤتمن همکاری کرده بودم؛ تجربه خوبی بود. با هانیه توسلی عزیز، نیکی مظفری و خاطره حاتمی که قبلا همکاری خوبی با هم داشتیم و محسن کیایی که بازی خوبش برایم لذتبخش بود.

یکی از ویژگیهای نقش شیرین که در «نیمهشب اتفاق میافتد»، بارداربودن آن بود؛ چقدر با این ویژگی ارتباط برقرار کردید؟
من این دوره را در واقعیت گذرانده بودم، برای همین کار خیلی سختی نبود. به راحتی با آن ارتباط برقرار کردم و توانستم اجرایش کنم.

یعنی برای درآوردن این نقش از تجربیات خودتان استفاده کردید؟
فکر میکنم اگر چنین تجربهای هم نداشتم، کار خیلی سختی نبود، چون همه خانمها به شکل غریزی با این حس ارتباط برقرار میکنند و آگاهی لازم را دارند.

«نیمهشب اتفاق میافتد»، قصه ویژهای داشت؛ پسر جوانی که به زنی بزرگتر از خودش علاقهمند میشود و خواهر مرد، با بازی شما تنها کسی است که از او حمایت میکند. خودتان به عنوان یک زن چقدر با این موضوع ارتباط برقرار میکنید؟
فکر میکنم در این دوره خیلی از جوامع، حتی جهان سوم این اتفاق را تجربه میکنند؛ یعنی تعادل درستی وجود ندارد. همانطور که مردانی با سن بالا عاشق دختران جوان و کمسن میشوند؛ مردان جوان هم عاشق زنانی به مراتب بزرگتر از خود میشوند، این تعادلنداشتن وجود دارد ولی نمیتوانم درست یا غلط آن را بررسی کنم. این اتفاق یک مسئله اجتماعی است که قضاوت درباره آن کار سختی است.

همکاری قبلیتان با تینا پاکروان، در فیلم «خانوم» با نقشی بلند و پررنگ اتفاق افتاد ولی در «نیمهشب اتفاق میافتد»، نقش کوتاهی دارید. این حضور  هر چند کوتاه به واسطه همکاری قبلی با تینا پاکروان بود؟
تینا دوست قدیمیام است و پیشازاین کارهای دیگری با هم داشتیم. جالب است که  قرار بود این نقش را پانتهآ پناهیها، بازی کند ولی سر فیلم دیگری بود و نتواست در این کار حضور پیدا کند. بعد از آن هم تینا از من دعوت کرد و من با آغوش باز پذیرفتم؛ چون دوست داشتم در این مجموعه باشم.

که گفتید با خانم پاکروان سالهاست دوست هستید، چقدر تفکراتتان با تینا همسو است؟
من و تینا دوستهای قدیمی هستیم و به عنوان دوست و همکار همیشه یکدیگر را حمایت میکنیم ولی به لحاظ نگاه و بینش، هر کسی دیدگاه خاص خود را دارد، ما همیشه به عنوان دوست، درباره دیدگاههای همدیگر حرف میزنیم و حتی بحث میکنیم؛ حتی گاهی یکدیگر را نقد میکنیم.

میتوانید نکته ویژهای درباره نقشتان در «آبنبات چوبی» بگوید؟
خاطرم است برای بازی سکانس بهشت زهرا، خانمی داغدار آمده بود که عکسالعملهای ایشان بهشدت روی من تأثیر گذاشت. صادقانه میگویم اگر آن زن در آن لحظه حضور نداشت، نمیتوانستم آن سکانس را بازی کنم. خوب یا بدشدن آن را نمیدانم ولی آنچه هست، آیینه وجود آن زن داغدار بود.

فرهاد اصلانی در فیلم  به عنوان بازیگردان به شما کمک کرد؟
خیلی خوب بود، بهویژه درباره همین سکانسی که گفتم. من خیلی راحت میتوانستم در این سکانس اشک مخاطب را دربیاورم ولی زمانی که وارد کار شدم، چیز دیگری گفتند که بعد از تماشای فیلم به این نتیجه رسیدم چقدر آن نکات تأثیرگذار بود. اگر آقای اصلانی نبودند شاید بازیام چیزی نبود که الان میبینید.

و حضورتان در کفشهایم کو؟
آشناییام با آقای پوراحمد به فیلم «گل یخ»،  برمیگردد؛ فیلمی که قرار بود در آن حضور داشته باشم و تمرینهای زیادی هم داشتیم که این همکاری به سرانجام نرسید. ولی خوشبختانه در «کفشهایم کو؟»، توانستم با ایشان کار کنم؛ همکاریای که خوشبختانه با استقبال خوبی روبهرو شد.




مطالب مرتبط: